به روى خود و سپاه خود بازگرداند ، و براى اين كار هميشه خوشگوييها از ميرزا كوچك خان مىنمود و بدلجويى ازو مىكوشيد و اين زمان يكتن انگليسى را بنام فرستاده بجنگل بنزد او فرستاد كه گفتگو نمايد ، ولى از همه اينها نتيجهاى بدست نيامد و ميرزا كوچك خان در دشمنى با انگليسيان پافشارى نشان داد ، و دنسترويل را چاره جز جنگ نمىبود .
تا اين هنگام دستههاى روس همگى رفته و تنها دسته قزاقان ژنرال بيچراخوف با انگليسيان ميماند ، و اينان نيز براى رفتن شتاب مىنمودند . ژنرال دنسترويل او را با دسته قزاقانش بجلو انداخت و سپاهى نيز از انگليسيان با توپخانه و دو اتومبيل زرهپوش همراه گردانيد . نيز دوآيروپلان براى ياورى به آنان برگمارد . رويهم رفته چند هزار سپاه آزموده با افزارهاى كارى و فرماندهان كاردان ميبودند .
جنگليان در پيرامون منجيل سنگرها بسته و راه را گرفته و متراليوزها را گزارده بودند ، و خود جايگاه استوارى ميداشتند ، ولى سپاهشان در شماره كمتر ، و در آزمودگى جنگى بسيار پايينتر مىبودند ، و توپخانه و آيروپلان نيز نميداشتند ، و خود سنگربندى درستى نكرده بودند ، فنپاخن و ديگر اتريشيان هوش و آزمودگى نيكى از خود نشان نميدادند .
از اينرو چون جنگ درگرفت جنگليان ايستادگى بسيارى نتوانستند و زود شكست خوردند ، و دستههاى روس و انگليس راه را باز كرده بسوى رشت پيش رفتند و به آن شهر دست يافتند . اين جنگ در روز بيستم خردادماه بود .
بيچراخوف بايستى بقفقاز رود ، انگليسيان او را براى پيشرفت كار خود به آنجا مىفرستادند ، اين بود پس از چند روزى روانه گرديد ، انگليسيان شهر را بدست گرفته و در راهها نيز دستههاى پاسبانى پديد آوردند . كونسولخانهء انگليس را كه جنگليان بهم زده بودند دوباره بگشادند . جنگليان همچنان دشمنى مىنمودند و هر كجا از انگليسيان مىيافتند زينهار نميدادند ، ولى شورشيان روس در انزلى كه چند ماه پيش جلوگيرى از پيشرفت دنسترويل كرده بودند اين زمان نرمى نشان ميدادند و در آشكار رفتار دوستانه مىنمودند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 785
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٨٥