مىخوردند و اين بود از نيمههاى مهرماه گفتگوى دست كشيدن از جنگ آغاز گرديد و پس از داستانهايى كه بيرون از زمينه تاريخ ماست در ميانه پيماننامه آرامش و آشتى نوشته شد و جنگ جهانگير پس از آنكه چهار سال جهان را بتكان آورده و مايه آنهمه خونريزيها و ويرانيها شده بود بپايان رسيد .
در نتيجه اينها عثمانيان نيز از پيشرفت بازايستادند و دستههاى آنان به تبريز بازگشتند كه بكشور خود بروند . پس از چهار سال رنج و كوشش اكنون همه اميد - هاشان از ميان رفته و با يك شرمسارى و خوارى رو به كشور خود مىآوردند . اين بود بسيارى از آنان نرفتند و در آذربايجان ماندند كه در داستانهاى آينده ايشانرا خواهيم ديد . دسته « اتحاد اسلام » كه پديده آمده بود و پياپى « بياننامه » ها بيرون ميداد با رفتن عثمانيان آن نيز از ميان رفت .
پس از رفتن اينان يكدسته از سپاه هندى انگليس به تبريز آمدند . خيابانى و نوبرى و بادامچى كه داستان گرفتاريشان را نوشتيم عثمانيان آنانرا تا قارص برده بودند و اين هنگام رهاشان گردانيدند كه به تبريز بازگرديدند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 788
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٨٨