پس از اين جنگ انگليسيان شهر را بيكبار در دست گرفته و حكمرانى از خودشان برگماردند و جايگاه خود را هرچه استوار گردانيدند ، و چون در همان زمانها در باكو شورش برخاسته و دسته هواداران انگليس رشته شهر را بدست خود گرفتند و از انگليسيان ياورى خواستند ، بدينسان راه انگليسيان بقفقاز بازگرديد . بويژه پس از آنكه كميته شورشيان را در انزلى بهم زده و سه تن باشندگان كميته را دستگير كردند و كارهاى آن شهر و بندر را از هرباره بدست خود گرفتند .
در اين هنگام عثمانيان در قفقاز تا نزديكى باكو فرارسيده بودند و با ارمنيان و ديگران جنگ مىرفت . در مرداد ژنرال دنسترويل با دستهاى از سپاه انگليس از درياى خزر گذشته بباكو شتافت و پس از رفتن او سررشتهدارى دستهاى انگليس در ايران به ژنرال شامپين واگزار شد . دنسترويل در باكو فيروزى نيافت و چنان كه خود او بگشادى نوشته با همه كوششهايى كه به كار رفت و تا ديرزمان جنگ برپا مىبود جلوگيرى از عثمانيان نشد و آنان به شهر درآمدند و انگليسيان بكشتى نشسته بازگشتند .
در اين ميان در آذربايجان نيز زدوخورد ميانه انگليسيان با عثمانيان آغاز گرديد .
انگليسيان كه ميانه را در دست ميداشتند از آنجا نيز گذشته و تا گردنه شبلى كه چند فرسخى تبريز است پيش آمده بودند و در اينجا هم دسته پاسبان ميداشتند . عثمانيان يكدستهشان در تبريز مىنشستند و چنان كه گفتيم بكارهايى در آن شهر ، از گماردن والى از سوى خودشان و از پديد آوردن دسته « اتحاد اسلام » مىپرداختند و يكدسته ديگرشان در ارومى و آن پيرامونها مىبودند ، ولى چون كار ارومى بپايان رسيد و در اينميان خليل - پاشا هم سفرى بآذربايجان كرد و از هرباره زمينه آماده شد با انگليسيان آهنگ جنگ كردند . انگليسيان از شبلى پس كشيدند و در نزديكى ميانج ، در جايى بنام تكمهداش دو سپاه بهم رسيده بجنگ پرداختند . در اينجا هم عثمانيان چيره درآمدند و انگليسيان را پس نشانده و بسوى پيش رفتند .
ليكن در اين هنگام جنگ جهانگير در ميدان بزرگ و نخستين خود كه خاك فرانسه باشد بيكبار حال خود را ديگر كرده بود و آلمانيان شكستهاى سخت پياپى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 787
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٨٧