آذربايجان ايستادگى نشان ميداد و سرانجام عين الدوله ناچار شد كه كنارهجويى آن سه تن را بپذيرد . ولى ميخواست خود نيز كناره جويد و شاه خرسندى نميداد ، دو هفته بيشتر نيز با اينحال گذشت و در روزنامهها سخنها از « ترميم كابينه » راندند و سرانجام بجايى نرسيد و كابينه از ميان رفت .
اين يك فيروزى براى دموكراتها شمرده ميشد و چيرگى آنانرا ميرسانيد .
اين بود شاه ناگزير شد مستوفى الممالك را كه دموكراتها آن را از خودشان مى - شمردند بسروزيرى برگزيند ، و او پذيرفت و بپديد آوردن كابينه پرداخت ، دموكراتها خشنودى نمودند و روزنامه تجدد تبريز چيزها نوشت .
يكى از شگفتىهاى آنزمان بود كه بدخواهى بكشور تنها آن را مىدانستند كه يك وزيرى بدرخواست يكى از همسايگان گردن گزارد و كارى براى آنان انجام دهد ، و اين را كه كسى بوزيرى بيايد و به هيچ كارى برنخيزد و كشور را در ميان آشوب نگه دارد و با اين رفتار بيگانگان را از خود خشنود گرداند ، بدخواهى نمىشماردند و زيان اين را نميدانستند .
چنان كه گفتيم در اين هنگام چند گرفتارى در ميان مىبود . روسيان كه از آغاز پيشآمد شورش روسستان خود را آزاد يافته در همهجا دست بآزار مردم مى - گشادند ، اين زمان چون روسستان از جنگ كناره جسته و سپاههاى ايشان از همه ميدانها بازمىگشتند و از ايران نيز مىبايست بازگردند بيكبار رشته سامان آنان گسيخته شده و آزاديشان بىاندازه گرديده بود . چنان كه درباره آذربايجان آورديم اين زمان آشكاره شهرها را تاراج ميكردند و ببازارها آتش مىزدند . يكى از شهر - هايى كه آسيب سختى ديد همدان بود كه سالدات و قزاق سه روز در آنجا بتاراج پرداختند و به بخشى از بازار نفت و بنزين ريخته آتش زدند . چون كسانى انديشه جنگ و ايستادگى ميداشتند بشليك پرداخته چندتنى را كشتند . قزوين را هم تاراج كردند . در زنجان نيز دستبردى نمودند . در گروس ديهها را تاراج كرده كسان بسيارى را كشتند .
از سراسر كشور ايمنى برخاسته در هركجا تاراجگران سربرآورده بودند . در
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 774
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٧٤