تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
علماى نجف و كربلا در كاظمين گرد آمدند و آهنگ در آمدن بايران ميداشتند و دولت و يا بهتر گويم كابينه صمصام السلطنه ميخواست آنانرا بفريبد و در آنجا نگهدارد آقا ميرزا محسن ميانجى ميانهء آنان با دولت شد كه بيشتر تلگراف‌ها با دست او فرستاده مىشد . رويهمرفته اينمرد افزار دست وثوق الدوله گرديده و در آنميان كارگشاييها از مردم نيز ميكرد . از چندى پيش آدمكشان پيامها به او مىفرستاده‌اند و بيمش ميداده‌اند تا امروز بدينسان از پايش انداختند . اين داستان بيم مردم را فزونتر گردانيد و اداره شهربانى كه وستاهل سويدى رئيس آن ميبود در روزنامه‌ها آگهى پراكنده گردانيد كه هركسيكه آگاهى درباره اين داستانها دارد و باداره شهربانى بازنمايد يكصد و پنجاه تومان پاداش به او داده خواهد شد . با اين كوشش و سخت‌گيرى بيست روز نگذشت كه داستان ديگرى رخ داد و آن اينكه منتخب الدوله داماد وثوق الدوله را كشتند . اين جوانى بىآزار و در وزارت ماليه « خزانه‌دار » ميبود . روز شنبه نهم تيرماه بهنگاميكه در درشكه نشسته براى ديدن وزير دارايى ميرفت در خيابان دو تن كه جلو دهان خود را گرفته بودند از جلو درآمدند و با تپانچه شليكها كردند كه دو تير به او خورد و او را در غلطانيد . باز كشندگان گريخته و بيرون رفتند . اداره شهربانى بكوششهاى سختى برخاست و براى كسانى كه در آن‌باره آگاهى دهند دويست تومان پاداش نويد داد و بكسانيكه بدگمانى ميرفت دستگير كرده و ببازپرس پرداخت . در اينميان از يكسو روسيان در قزوين و همدان و كرمانشاهان و قم و ديگر جاها كه ميبودند بمردم هرگونه آزار ميرسانيدند . روزنامه‌ها پر ميگرديد از تلگرافهاى شكايت‌آميز كه از شهرها ميرسيد . از يكسو خشكسالى رو نموده و چنان كه درباره آذربايجان بگشادى نوشتيم در تهران نيز كمى نان و ديگر خوردنيها و گرانى آنها آغاز ميگرديد .