دشنام نوشتن و دروغ بستن شده بود . آنان كه دستشان بروزنامه نميرسيد شبنامه مينوشتند .
يك دوره بسيار پستى براى روزنامهنويسى و دستهبندى آغاز گرديد و خواهيم ديد كه تا چند سال اين دوره پيش رفت .
در مردادماه كابينه وثوق الدوله برافتاد و اينبار علاء السلطنه به روى كار آمد .
انگيزه كنارهجويى وثوق الدوله بيش از همه داستان آدمكشىها بود . اين داستان بمردم بسيار گران ميافتاد و كسى را ايمنى بجان نميبود . پس از كشته شدن متين السلطنه وثوق الدوله بسيار كوشيد كشندگانرا پيدا كند نتوانست و ناگزير كناره جويى نمود . چيزى كه هست دنباله آدمكشى بريده نشد و چند روز پس از پايدارى كابينه نوين بود كه آقا ميرزا محسن را كشتند .
روز پنجشنبه هفدهم خرداد دو ساعت پيش از نيمروز هنگامى كه سوار استر ، از سوى عودلاجان ببازار بين الحرمين درميآمد و يكتن نوكر در جلو استرش راه ميرفت ناگهان كسى بجلو آمد و سلام داد و در زمان با هفتتير شليكهاى پياپى كرد . همدستان او نيز از پشت سر شليكها كردند . بآقا ميرزا محسن دو گلوله يكى از سينه و ديگرى از پهلو خورد و او را درغلطانيد . نوكر و استر او نيز زخمى شدند . كشندگان كار خود را كرده و بيرون رفتند و شناخته نشدند .
آقا ميرزا محسن با برادرش صدر العلماء از پيشگامان آزادىخواهى ميبودند .
در سال 1284 كه آقاى بهبهانى بهمدستى طباطبايى در تهران بكوششهايى برخاستند و در سايهء يكسال و نيم رنج و تلاش جنبش مشروطهخواهى را پيش آوردند صدر العلماء داماد بهبهانى و يكى از همدستان او ميبود و چه خود او و چه برادرش آقا ميرزا محسن جانفشانيهاى بسيار در راه مشروطه ميكردند .
در مجلس نخست آقا ميرزا محسن يكى از نمايندگان بود و سپس كه آنزمانها گذشت و آندسته نخستين مشروطهخواهان از ميان رفتند اين دو برادر در تهران از شمار علماى اعيان ميبودند كه با دولتيان پيوستگى ميداشتند و به كار مردم ميكوشيدند .
آقا ميرزا محسن ميان مردم ارجمند ميبود و از همهجا درخواستها به او ميرسيد . در سال 129 چون داستان التماتوم روس پيش آمد و مجلس بسته گرديد و از آنسوى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 770
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٧٠