چند تنى يكى شده و بهوس آدمكشى افتادهاند و نخست با دست اين كريم - ميرزا اسماعيل خان را كشتهاند و سپس چون از كريم ترسيدهاند كه رازشان را بى پرده گرداند با دست رشيد السلطان نامى او را از ميان برداشتهاند . اين كريم همانست كه در زمان خرده خودكامگى بحاجى شيخ فضل اللّه تير انداخت و او را زخمى گردانيد ، در آنزمان گرفته و بزندانش انداخته بودند ، سپس آزاد گرديده و در سايه آن كار شناخته ميبوده و در ردهء آزاديخواهان شمرده ميشده .
پس از چندى متين السلطنه مدير عصر جديد را كشتند . نزديك بفرورفتن آفتاب بهنگاميكه او در خانه خود در پشت ميز نوشتن نشسته بود مردى بنام دادن نامه بدرون درآمد و با تپانچه او را كشت و خود بيرون رفت و دستگير نگرديد .
متين السلطنه در مجلس دوم از نمايندگان بود و سپس در آغاز جنگ جهانگير روزنامه عصر جديد را بنياد نهاد كه يكى از روزنامههاى آبرومند ايران بود . چنان كه ما از نوشتههايش ميفهميم خود مرد چيزفهم و خونسردى ميبوده و در آنزمان در ميان روزنامهنويسان كسى بآگاهى و فهم او نميبوده ، در نگارشهايش نيز همه ايرانخواهى نشان ميدهد ، چيزى كه هست در آنهنگام شور و خروش ايران كه دودستگى بميان افتاده و دسته انبوهى از آزاديخواهان و ديگران خواهان پيوستن بآلمان و عثمانى و جنگ با روس بودند و يكدسته همدستى با روس و انگليس را بهتر دانستند ، اين از دسته دوم بوده است و در روزنامه خود هوادارى از اين انديشه نشان داده ، از اينجا مردم او را بهواخواهى روس و انگليس بدنام گردانيدند و بدگويى بسيار ازو ميكردند و بيگمان انگيزه بسيارى از اين بدگوييها رشگى بوده كه كسانى بفهم و دانش او مىبردهاند .
اندازه آشفتگى كارها و ناتوانى دولت از اينجا پيداست كه بدينسان آشكاره آدم ميكشتهاند و كشندگان دستگير نميشدهاند .
در اينميان دموكراتها بنام « تشكيلى » و « ضد تشكيلى » دو دسته گرديده و در ميان ايشان كشاكش آغاز شده بود و در روزنامهها ببدگويى از يكديگر مىپرداختند ، چه دموكرات و چه ديگرى هر كسى بسود خود ميكوشيد و يكى از افزارهاى كارشان
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 769
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٦٩