تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣
آنان همگى را كه به نوشته ژنرال دنستروويل ، از زن و مرد و بزرگ و كوچك ، نزديك بپنجاه هزار تن مىبودند به بغداد فرستادند . دكتر شت كشيش آمريكايى در ميان راه در نزديكىهاى صايين‌قلعه مرده و او را در بيابان پهلوى يك تير تلگرافى به خاك سپرده و نشانى گزارده بوده‌اند كه پس از پايان جنگ در زمان آرامش آمريكاييان فرستادند و آن را به تبريز آوردند و در گورستان خودشان در ليلاوا ( در آنجا كه خوابگاه جوان پاك‌نهاد با سكرويل است ) به زير خاك كردند . بدينسان آشوب سلماس و ارومى فرونشست و نتيجه‌اى كه دكتر شت و همدستان او از افروختن اين آتش بردند آن بود كه صد و سى هزار بيشتر از مسلمانان ، و دسته انبوهى از مسيحيان كشته گرديدند و سراسر آن پيرامونها ويرانه شد و سرانجام همه مسيحيان دربدر گرديده از خانه‌هاى خود بدور افتادند . اينست نتيجه بودن دستهاى بيگانه در ميان يك توده . عثمانيان در ارومى و سلماس نيز مردم را به « اتحاد اسلام » ميخواندند ، و برخى ملايان و ديگران با ايشان همدستى مينمودند . چنان كه در تبريز كرده بودند در اينجا هم رشته كارها را خود در دست ميداشتند و « قلعه‌بگى » برپا كرده بودند و نيز دربارهء « قائمه » مردم را مىآزردند ليكن مردم بنام سپاسگزارى تاب آورده و آزردگى نمىنمودند . هنوز تيفوس و تيفوئيد دست برنداشته روزانه بسيارى را از ميان ميبرد . كسانى كه از كشتار جان بدر برده و با گرسنگى از ميان نرفته بودند ، كنون زبون ميكربهاى كشنده گرديده به زير خاك ميرفتند . در شهر مردم بسيار كم شده و انبوهى از خانه‌ها تهى ميبود . بويژه در كويهاى مسيحىنشين كه مردمش گزارده و بيرون رفته بودند ، در بيرون بدتر از اين مىبود . ديه‌هاى مسلمان‌نشين را مسيحيان تهى گردانيده و پس از كوچيدن ديه‌هاى خود آنان نيز بىكس ميماند . در سلماس عثمانيان ناگزير گرديدند كسانى را بگيرند و با زور بديه‌ها فرستند