تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 760

مساهمون:

ص٧٦٠
كسانى بميان شهر فرستاده و از آدمكشان جلو گرفتند و آگهى دادند كه ديگر نبايد به كسى آزارى داده شود . و چنان كه گفته ميشد اين در نتيجه نكوهش هواپيماى انگليسى بوده كه گفته بوده اين رفتار بسيار بد است و بايد با مردم مهربانى نماييد ، ولى اين جلوگيرى و نيك‌رفتارى جز يكروز نبود و از فردا باز به حال پيشين بازگرديدند . از آنسوى چنان كه با انگليسيان نهاده بودند آقا پتروس با دسته‌هاى عثمانى كه در آن - سوى ميبودند بجنگ خونريزانه سختى برخاسته و چند روز زدوخورد خونين در ميانه ميرفت ، و در نتيجه مسيحيان چيرگى نموده و عثمانيان را بكنار راندند و آن راه را به روى خود باز كردند . ولى در اين هنگام عثمانيان از سوى سلماس فشار مىآوردند و جنگ سختى مى - نمودند و آسوريان كه در برابر آنان ميبودند ايستادگى نتوانسته پس مينشستند . از اين فشار مسيحيان از ماندن در شهر نوميد گرديده بانديشه كوچ افتادند . روز سه شنبه هفتم مرداد آگاهى دادند كه فردا همگى بيرون خواهند رفت ، و در اين ميان چنين پراكنده گرديد كه بهنگام رفتن دوباره مسلمانان را كشتار خواهند كرد . از اين گفتگو ترسى همهء مردم را فراگرفت شب چهارشنبه در ارومى كمتر كسى خوابيد . زيرا آنكه مسيحيان ميبودند آماده رفتن ميشدند و بسيج راه ميديدند . و بسيارى از جوانان و خونخواران ايشان نيز بخانه‌هاى مردم رفته براى آخرين بار گزند و آزار ميرساندند ، آنكه مسلمانان بودند چه از ترس كشتار و چه از انديشهء آن‌كه اگر كشته نشوند فردا آزاد خواهند گرديد خواب بچشمشان نميرفت . فردا بامدادان از يكسو كوچ آغاز گرديد و مسيحيان با زنان و فرزندان و كاچال و چهارپايان و ارابه‌هاى خود به راه افتادند و از يكسو باز خونخوارانى از آنان دست بكشتن گشاده در كوچه‌ها و خانه‌ها كسان بسيارى را ميكشتند . در همان هنگام عثمانيان نزديك ميشدند و اندكى نگذشت كه يكدسته سوار ايشان خود را به شهر رسانيدند و از آگاهى از رسيدن اينان بود كه آدم‌كشان مسيحى نيز شهر را رها كرده و از پى ديگران روانه گرديدند . بيچاره مردم پس از ششماه گرفتارى خود را آزاد ديدند . زنان و مردان بيرون