انجمن شانزدهتنى كه خود يكى از باشندگان ميبوده سرزنش و نكوهش بسيار به مسلمانان ميكرده ، و اين شگفت كه با همهء اين گناهان بجان خود نترسيده و در خانه يكى از مسلمانان پنهان شده بوده كه پيدايش كردند و در جامه زنان بيرون آوردند و پس از بازپرس و داورى در حياط توپخانه بدارش زدند . دكتر پاكارد امريكايى را با يكتن ديگرى كه آنان نيز نرفته و بازمانده بودند دستگير و بند كردند . چنان كه توفيق هم مينويسد اين مسيحيان همه بيكحال نمىبودند و بسيارى از مسيحيان خود ارومى به پيشآمد خرسندى نداده و دلتنگى مينمودهاند و كسانى از آنان آشنايان و دوستان خود را از مسلمانان نگه ميداشتهاند ، و توفيق از اين گونه مىشمارد . بارون مناسگان بازرگان تبريزى و دكتر شموئيل و بهبه عيوضوف را . از آنسو كسانى هم از شمار دكتر اسرائيل مىبودهاند كه در دشمنى و كينهجويى اندازه نگه نميداشتهاند .
بدينسان ارومى بدست عثمانيان افتاد و اينان آنجا را لشگرگاه گردانيدند .
اما مسيحيان كه بيرون رفتند رو بسوى سلدوز روانه گرديدند . عثمانيان اندكى دنبالشان كرده و كسانى را از آنان كه در پشت سر مىبودند كشته و يكدسته از زنان و فرزندان را دستگير ساخته و بازگرديدند . در راه ديگر كسى بجلوگيرى نپرداخت ، ولى در ميان خودشان رشته از هم گسيخته و هر يكى جز در بند خود نمىبود ، ارمنيان قاچاق و جلوها كه در سلماس و ارومى آن بيدادها را با مسلمانان نموده بودند ، اين بار با همكيشان خود دژرفتارى دريغ نميداشتند . در نزديكى مياندوآب در جايى بنام « سولى تپه » مجد السلطنه با يكدسته سوار و با يكتوپ در كمين مينشست و همين كه اينان رسيدند بيكبار بشليك توپ و تفنگ پرداخت . مسيحيان بهم برآمده هركس برها گردانيدن جان خود كوشيده و بسيارى از ايشان زنان و فرزندان خود را گزارده بگريختند و بسيارى هم كشته گرديدند . پس از آن هم كردان از دنبالشان افتاده تا نزديكيهاى صاينقلعه بسيارى از ايشان كشتند و كالا و كاچال فراوانى كه همه از تاراج ارومى و سلماس مىبود بدست آوردند . بدين رنج خود را بصايينقلعه رسانيده و بانگليسيان كه در آنجا مىبودند پيوستند .
از آنجا لگامشان بدست انگليسيان مىبود و ديگر آدمكشى نمىتوانستند و
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 762
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٦٢