تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
چاره شكافتن رده‌هاى عثمانى و بيرون رفتن ميبود ولى نميدانستند به كجا روند و در كار خود درمانده بودند . در اين ميان روز دوشنبه شانزدهم تير ( 28 رمضان ) هواپيمايى در آسمان پديدار شد و پايين‌تر آمده به روى شهر پريدن گرفت . آسوريان نخست گمان كردند از آن عثمانيان است و بشليك پرداختند ولى چون در بيرون شهر فرود آمده و راننده‌اش ديده شد دانسته گرديد از آن انگليسيان مىباشد و براى دادن دستور آمده . ژنرال دنسترويل در يادداشتهاى خود دربارهء فرستادن اين هواپيما چنين مينويسد : « چگونگى كار ما در پيرامون درياچه ارومى بما اميدها ميدهد . كارها از روى يك سامانى پيش ميرود ، فيروزيهاى ما در سوى ارومى دلگرمى ميدهد كه عثمانيان تبريز را تهى خواهند كرد و ما با ارمنيان كه در پيرامونهاى الكساندر اپول مىباشند يكسره پيوستگى پيدا خواهيم كرد و فرصت خواهيم داشت كه از پيشرفت عثمانيان در قفقاز جلو گيريم و بدينسان پيش‌آمدها را در باكو بسود خود گردانيم . نهم جولاى هواپيماى ما بسوى ميانه كه از پيش در آنجا فرودگاه ساخته و بنزين آماده گردانيده بوديم پرواز كرد . دهم جولاى از آنجا بارومى پريد و باز همان روز بميانج بازگشته و پس از بارگيرى بنزين پريده و بىگزند و آسيب به قزوين بازآمد . ليوتنان پنينگتون براى اين فرستاده شده بود كه از سوى من نامه‌اى بآقا پتروس سرجنبش آسوريها در ارومى برساند و هنگامى كه به آنجا رسيد مردم شهر با شادى و خروش بىاندازه پيشواز و پذيرايى نمودند و بىاختيار روى دست و پاى او ريخته و او را بآغوش كشيده و مىبوسيدند . شهر را از چهار ماه باز تركان گرد فراگرفته بودند و چهار ماه بود كه مردم از پيش‌آمدهاى ديگر جاها آگاهى نميداشتند و گمان ميكردند سپاه انگليس در ايران نيست ، و از آنسوى چنين دانسته بودند كه سپاه ما موصل را بگشاده ، و اين بود آماده مىشدند كه رده‌هاى ترك را بهم زده و بسوى موصل روانه گردند آنان كه دو هزار تن سپاهى ميبودند و ميبايست هشتاد هزار تن مردم ارومى و پيرامونهاى آن را نگه -