تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
و پشت سر عثمانيانرا گيرد ، و راستى را به يارى مسيحيان ارومى و سلماس شتافته و از اين راه به آنان كمك كردن مىخواست ، ولى مردانگى خوييان و رسيدن بهنگام سپاه عثمانى نقشه او را بهم زد . بهنگاميكه در جلو خوى اين كارها ميرفت و خوييان و عثمانيان بدينسان نقشهء اندرونيك را بهم ميزدند مسيحيان در ارومى به پيش بردن يك نقشهء ديگرى ميكوشيدند كه آن هم بهم زده شد و نتيجه نداد . چگونگى آنكه روسيان يك كشتى بخارى بنام « چرنوزوبف » در درياچه شاهى به كار انداخته بودند كه داراى توپى نيز ميبود . اين كشتى اكنون در دست آسوريان ميبود و روز دوم تيرماه ( 14 رمضان ) يكصد و هشتاد تن از تفنگچيان جنگ‌آزموده آسورى و ارمنى را برگزيده يكدسته را در آن كشتى و يك دسته را در يك كشتى بادى ديگرى نشانده و يك توپى نيز به آنان داده و روانه شرفخانه گردانيدند كه ناگهان به آنجا رسيده و بخشگى درآمده و آنجا را بگيرند و هرچه كشتى در آنجاست به بندر ارومى فرستند . اينان روانه گرديدند و شباهنگام بشرفخانه رسيدند و در يك جايگاه دورى كشتىها را بكنار راندند ، ولى پيش از آنكه بتوانند بيرون آيند ايرانيان و عثمانيانى كه در آنجا مىبودند آگاه گرديده و بسرشان ريختند و همه را كشته و نابود گردانيدند . بدينسان اين نقشه نيز از ميان رفت . ولى اين نافيروزيها كه بآسوريان ميرسيد كينه از مردم بيچاره ارومى مى - جستند . در اين روزها پياپى آدمكشى ميكردند . سران مردم را گرد آورده و در اداره حكمرانى نگه ميداشتند و راه براى بيرون رفتن نميدادند . چنين ميگفتند : عثمانيان را شما خواسته‌ايد كه بسر ما بيايند . مردم سست‌نهادى كه بهنگام خود مردانگى ننموده و خود را بدشمن سپرده بودند بدينسان پياپى كيفر مىيافتند و از شكنجه رها نمىگرديدند . روز نخست اگر صد تن كشته دادندى دشمن را بستندى ، ولى اكنون صد هزار كشته داده بودند و هنوز رها نمىگرديدند . از كسان بنامى كه در اين روزها كشتند آقا مير محمد پيشنماز خلخالى مىبود . روز چهارم تير ( 16 رمضان ) پيرمرد بيگناه را در خانه‌اش سر بريده و تكه‌تكه گردانيدند .