بنام « آذرآبادگان » برپا گردانيد .
بار گذشته آمدن عثمانيان ( در زمستان سال 1293 ) خوش افتاده بود ، زيرا در آنزمان روسيان در آذربايجان مىبودند ، و آمدن آنان اين نتيجه را ميداد كه روسيان بيرون روند . ولى اينبار چنان نتيجهاى در ميان نبود ، از اينسوى دست يازيدنشان بكارها ، و حكمران برگماردن و روزنامه نويسانيدنشان ، بمردم گران مىافتاد .
دسته « اتحاد اسلام » بسيار سبك بود و بيشتر كسان آلوده و بىارج به آن روى آورده بودند .
يك رنجش ديگر از پول نداشتنشان برمىخاست . دولت عثمانى بنام وام گرفتن از توده خود ، اسكناسى بنام « قائمه » چاپ كرد ، و بدست سپاهيان داده بود كه در همهجا آن را به كار مىبردند ، در جاييكه چنان اسكناسى در ايران ارزشى نتوانستى داشت ، و در بازار تبريز تنها صرافان ، هر قائمهاى به چند قران مىخريدند و اين براى فرستادن باستانبول مىبود ، ولى عسكرها هر « قائمه » را پنج تومان حساب كرده و از بازاريان با زور پول آن را ميخواستند و ناگزير كار بكشاكش ميانجاميد و داستان سالداتها و منات نو ميگرديد .
يك عسكر يك تومان قند چايى خريده و يك قائمه ميداد كه چهار تومان ( 40 ريال ) هم دستى ميخواست ، در جاييكه آن قائمه خود چند قران بيشتر بها نميداشت .
نتيجه اين مىشد كه برخى فروشندگان خواهش كنند كه آنچه خريدى بىبها ببر و پولى نده .
اينها نيك مينمود كه بيگانگان كه بكشور درآمدند هركه ميخواهى باشند ، رفتارشان جز زور و ستم نتواند بود .
بدخواهان خيابانى و نوبرى در كوشش مىبودند ، عثمانيان نيز از آنان ناخشنودى مينمودند ، و سرانجام در آخر تيرماه گويا ، آن دو را با حاجى محمد على بادامچى كه از بستگان خيابانى ميبود دستگير ساختند و بارومى كه اين زمان از دست آسوريان درآورده بودند فرستادند . در تبريز چنين پراكندند كه اينان با ارمنيان همدست گرديده ميخواستند بزيان « سپاه اسلامى » كوشند ، ولى اين باوركردنى نبود ، و راستى اين بود
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 749
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٤٩