پرداخته ميشد ، و گذشته از آنها دويست هزار تومان هم باداره راهآهن جلفا و تبريز داده شد . اين راه را كه يك شركتى از روسيان كشيده بودند اين هنگام از يكسو باز - گشتن سالدات و قزاق ، و از يكسو بهم خوردن سامان روسستان جلوگير آمدورفت بازرگان و مسافران گرديده و راه بيكبار بىدرآمد شده بود و از شركت در درون روسستان كمكى نتوانستى بود ، از اينرو اداره راه دست بسته مانده و چنين گفته ميشد ميخواهد راه را بيك دولت بيگانه ديگرى واگزارد . دموكراتها اين را نپسنديدند و دويست هزار تومان پول پرداختند كه راه در دست ايرانيان باشد .
اينها كارهاى نيكى بود و همه بدرستى پيش ميرفت ، كسانى كه از دموكراتها يا بازرگانان دست در اين كارها ميداشتند سودى براى خود نمىخواستند و همه پولها جز در جاى خود به كار نميرفت . كسانى را كه در كمسيون آذوقه مىبودند نام بردهايم .
كمسيون اعانه رئيسش شادروان حاجى زين العابدين با كوچى از سران بازرگانان مىبود . باشندگان ديگر را به ياد نميدارم ، پابندى دموكراتها بدرستكارى در اين زمينه بجايى رسيد كه دو يا سه تن از آنان كه سركشى به كار انبار گندم و نانوايان ميداشتند و نادرستى نموده بودند خود دموكراتها آنان را ببازپرس كشيدند و از ميان خود بيرون راندند و در روزنامه تجدد با رسوايى نامهاشان را نوشتند ، كمسيونهاى آذوقه و اعانه هر دو حسابهاى خود را نوشته و در روزنامه و يا جداگانه پراكنده مىكردند .
بدينسان بهار ميگذشت ، و نه همچون سال گذشته بارانهاى پياپى مىباريد .
و اين خود مايه دلدارى براى گرسنگان مىبود ، و از آنسوى بدنهادانى كه گندم يا دانگيها ميداشته و باميد آنكه هرچه گرانتر بفروشند نگهداشته بودند در اينهنگام نهانى بيرون آورده و مىفروختند و اين گشايش براى گرسنگان ميشد . يك بدى ديگرى كه اين هنگام از برخى ديده شد اين بود كه بانگيزه جنگ از چندى پيش راه عراق ( كربلا و نجف ) بسته مىبود ، و اين زمان آگهى از باز شدن آن رسيد ، و از تبريز و ديگر جاها ، بانگيزش روضهخوانان و ملايان هزارها كسان آماده سفر گشتند .
در چنان سال سختى كه حال گرسنگان و بيچارگان دلها را مىگداخت اينان
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 746
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٤٦