تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
اسماعيل آقا هميشه اين داستان را بازمىگفته ، و آن را شاهكارى از خود مى - شمرده و گله ميكرده كه ايرانيان ارج اين كار او را ندانسته‌اند . ولى خود كار ناانديشيده و بيخردانه‌اى بود و انگيزه كشته شدن ده‌واند هزار تن مردان و زنان بيگناه گرديد . غروب همانروز اسماعيل آقا بچهريق به خانه خود بازگشت . از آنسوى چون آسوريان از كشته شدن پيشواى خود آگاه شدند با آن دلبستگى كه بوى ميداشتند سخت برآشفتند و بشوريدند و همان شب براهنمايى يك تن از ارمنيان كهنه شهر خود را به شهر انداخته و كشته مارشيمون را پيدا كرده و برداشتند ، و هركه را از مردم ديدند كشتند و به چهار سو آتش زده و شبانه بيرون رفتند . فردا باز به آنجا تاخته و با بمب و تفنگ بجنگ پرداخته و به شهر فشار آوردند . كهنه شهريان ايستادگى نمودند ، ولى آسوريان بيك بخش آن دست يافته و گروهى را كشتند . پس از چند روز بار ديگر به آنجا تاخته و فشار سخت آوردند و چون بمردم كمكى از هيچ‌جا نميرسيد از نوميدى ايستادگى نتوانستند و انبوهى زنان و فرزندان خود را برداشته بديلمقان و خوى گريختند و ديگران به‌دست خونخواران آسورى افتاده و با تيرهاى آنان بدرود زندگى گفتند . بيشتر از هزار تن زنان و مردان و بچگان بيگناه كشته شدند . در ديلمقان چون مردم ايستادگى مينمودند و از تبريز هم كمك رسيده بود كارى نتوانستند و پايان داستان آنجا را خواهيم آورد . در ارومى كه پس از آن كشتار و تاراج اندك آرامشى پيدا شده و مردم بدبخت اندك آسايشى يافته بودند از رسيدن اين آگاهى دوباره رشته از هم گسيخت . روز دوشنبه بيست و هفتم اسفند كه اين آگاهى رسيد همه دانستند كه ساعتهاى بيمگين سختى در پيش خواهد بود ولى چاره نتوانستند . جلوها سخت شوريده و از سران خود پرك خواستند كه كينه جويند و خون پيشواى خود خواهند . سران مسيحى پرك دادند كه 12 ساعت كشتار شود . شب چهارشنبه بخانه‌هاى بسيارى ريختند و آنچه توانستند از
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 728 | احمد كسروى تبريزى