تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
هزار زحمت دو سه پوط آرد پيدا كرده و نان پخته و در ميان آنهمه جمعيت تقسيم شد . از زنان چند نفرى در اين موقع وضع حمل نمودند . . . » پس از اين كارها آقا پتروس آهنگ رفتن بر سر اسماعيل آقا و كينه‌جستن از او كرد و با توپ و توپچيان روسى كه هنگام رفتن روسيان نگزارده و براى كارهاى خود مزدور گرفته بودند و با بسيج بسيار روانه گرديد . سيمقو كه در كشتن مارشيمون آن بيخردى را كرده بود در نگهدارى چهريق بيخردى ديگرى از خود نمود و با دشمن زورمند آنچنانى از در بىپروايى درآمد و بارى زنانرا بيرون نفرستاد . مسيحيان چون به آنجا رسيدند بجنگ بسيار سختى برخاستند و كردان بايستادگى پاسخ دادند . ولى چون افزارشان كم و شماره‌شان اندك بود پس از يك شبانه روز جنگ پاى ايستادگيشان از جا در رفت و چهريق را گزارده بگريختند و آسوريان به آنجا دست يافته هركه را از مردان پيدا كردند كشته و زنان را كه يكى از آنها مادر سيمقو ، و ديگرى دختر برادرش جعفر آقا بود دستگير كردند و فيروزانه بارومى بازگشتند . اما ديلمقان چنان كه گفتيم چون دسته‌هايى از تبريز و شرفخانه به آنجا فرستاده شده بود و خود مردم نيز تفنگ برداشته بنگهدارى خود ميكوشيدند آسوريان دست به آنجا نمىيافتند و در ميانه زدوخوردهايى ميرفت . ولى پس از چندى چون دسته‌هاى ديگرى از ارومى آمد و نيروى دشمن فزون گرديد مسلمانان بيمناك شدند . آسوريان پيام فرستادند كه اگر شهر بآشتى به آنان داده شود آسيبى به كسى نخواهند رسانيد و گرنه با جنگ گرفته و كشتار خواهند كرد و وثوق الممالك نامى كه حكمران آنجا و سررشته‌دار كارها بود بر آن شد شهر را رها كند ، و روز سيزدهم فروردين بود كه اينان دلشكسته و سرافكنده شهر را رها كرده و بيرون رفتند ، و از آنسوى مردم در كار خود درمانده و يكدسته بجان و فرزندان خود نرسيده و در چنان هنگام سخت سرما ، و با گرسنگى و نداشتن توشه ، پياده و دست بدست فرزندان و زنان خود شهر را گزارده و از پشت سر تفنگچيان رو بسوى خوى روانه گرديدند ، و يكدسته در شهر ماندن را آسانتر دانسته و درهاى خانه‌ها را بسته ، و نوميد بازنشستند . غروب همانروز نخست سامسون با دستهء خود ( از ارمنيان ) به شهر درآمد و
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 731 | احمد كسروى تبريزى