تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
از اين كار مردم بشوريدند ، ولى اجلال الملك بجلوگيرى كوشيد و خود بيش از اين نكرد كه از پيش‌آمد بمارشيمون گله كند و او برخى چيزهايى را كه از مردم گرفته شده بود بازگردانيد و نويدهاى دروغ‌آميزى داد . پس از آن روز شنبه سىام بهمن در بازار ميان پاسبانان شهربانى و آسورى زدوخورد رو داد و يكتن از آسوريان كشته گرديد ، ولى اينان هم بهنگام گريز چهار تن از مردم بىگناه رهگذر را كشتند . نيز همان روز ميان قزاقان با ايشان زدوخوردى رخ داد و دو تن از آسوريان كشته گرديد . « 1 » باز اجلال الملك و كارگزار و ديگران به پرده‌پوشى و ميانجيگرى كوشيدند و چنين نهادند كه فردا چهارشنبه نشستى از سران مسيحى و مسلمان در اداره حكمرانى برپا گردد و با گفتگو و آشتى پيش‌آمد را خاموش گردانند . فردا نشست برپا شد و مسيو گوژول سر بيمارستان فرانسه‌اى و مونسنيور سونتاق نماينده پاپ نيز به آنجا آمدند و گفتگو آغاز گرديد . ولى در اينميان آگاهى رسيد كه يكدسته از مسيحيان در پيرامونهاى نزديك شهر جلو آيندگان و روندگان را ميگيرند و بهركه ميرسند از شهرى و ديهى مىكشند . در همان هنگام گروهى از مردم شهر باداره حكمرانى آمده از پيش‌آمد دادخواهى نمودند . مسيحيان كه در نشست بودند دلسوزى و بى يكسويى مىنمودند ، و چنين نهاده شد كه دسته‌اى از سواران قره‌داغى را با تفنگداران مسيحى بروستاها فرستند تا در آنجا جلوگيرى از آدمكشيهاى مسيحيان كنند . ولى اينها جز سخن نبود و سران مسيحى كه رشته كارها در دست آنان بود خود دستور آن آدمكشيها را داده و جلو گرفتن هم نمىخواستند و مىكوشيدند كه در شهر نيز كشتار آغاز شود . ولى مسلمانان خود را فريب مىدادند و خواست درون آنان را كه از رفتارشان هويدا بود فهميدن نمىخواستند . آن روز صد تن كمابيش از روستاييان و ديگران كشته شدند .
هامش
( 1 ) چنان كه نوشته‌ايم درباره پيش‌آمدهاى رضاييه يادداشت‌هايى آقاى توفيق فرستاده كه در اين رشته نيز از آن بهره‌جويى مىشود . گذشته از آن معتمد الوزاره كه دستيار كارگزارى بوده و در آن پيش‌آمدها پا در ميان ميداشته او نيز كتابچه‌اى در اين‌باره براى فرستادن بوزارت خارجه پديد آورده كه نسخه‌اش در دست ماست و در اين رشته از آن هم بهره جوييم .