تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
برمىخاست . اعتماد الدوله براى جلوگيرى از مردم پول گرد مىآورد و بزيان منات ميداد . « 1 » بدينسان روزها ميگذشت تا بهار 1296 رسيد و شورش روسستان و برافتادن امپراتور نكولا رو داد . اين پيش‌آمد چيزى بود كه كمتر كسى در ايران آن را مى - انديشيد و كمتر كسى اميد بچنان پيش‌آمدى مىبست . ايرانيان پايان جنگ را ميپاييدند و بشكست روس اميدها ميبستند . ولى بشورش در درون روسستان و برافتادن خاندان سيصد ساله رومانوف كسى گمان نمىبرد . اين رخداد در ايران اثر بزرگى خواستى داشت . ايرانيان كه از چند صد سال باز با روسيان همسايه گرديده و پيوستگيها پيدا كرده و سپس از صد سال باز زير فشار آندولت نيرومند افتاده و پس از همه يك نيم كشورشان لگدمال سالدات و قزاق او شده بود از اين ديگرگونى كه در آن دولت رخ ميداد بهره‌منديها توانستندى داشت . نخست كه اين آگاهى رسيد بسيارى آن را باور نكردند . بويژه هواداران روس كه هيچ باور كردن نميخواستند و بگوينده ريشخند و سرزنش مينمودند و آن را دروغى پديد آوردهء دشمنان روس مىشمردند و سپس كه آگاهى پياپى شد و ديگر جاى باور نكردن نماند اين‌بار هم آن را سياستى از سوى خود امپراتور مىانگاشتند و بمردم پند مى - دادند كه زودباور نباشند و رشته دورانديشى را از دست ندهند . راستى حال اينان ديدنى بود . شگفت آنكه نخستين جشن و شادى از خود روسيان سر زد . همين كه آگاهى از شورش پتروگراد و برافتادن امپراتور پياپى شد در همه‌جا سالداتها و قزاقها بجوشيدند و كميته‌ها برپا كردند و آزاديخواهى از خود نمودند ، و بسراغ آزاديخواهان ايرانى آمده و كلمه‌هاى « قارداش » و « يولداش » را پيش كشيدند . شگفتا ! . پس اينان « يولداش » بوده‌اند ؟ ! پس آن « نايولداشها » كه ديروز تفنگ به روى ما راست ميكردند و خون جوانان ما را ميريختند كدامها بوده‌اند ؟ ! آن سالداتها كه ديروز در كوچه‌ها سرود
هامش
( 1 ) اين آگاهيها درباره ارومى از يادداشتى است كه آقاى توفيق از آن شهر فرستاده .