آنانرا نمىخواستند و در برابر درخواست آسوريان كمسيون غارتى برپا كردند و نتيجه آن شد كه هرروز يك آسورى بيايد و خانه يكى از همسايگان خود را نشانداده بگويد كاچال من در آنجاست و كمسيون بىرسيدگى كسانى فرستد و آنچه را كه آسورى ميخواهد گرفته به او بدهد و يك پولى هم بنام تاوان بگيرد . اين خود دستاويز نيكى براى كينهجويى مسيحيان بود . در ديهها بيدادگرى بيشتر شده كار به آنجا رسيد كه مسيحيان خودشان بديههاى همسايه بروند و دارايى آنجا را تاراج كنند و كسانى را گرفته با شكنجه بكشند . كسانى را ميگويند ريسمان بگردنش انداخته و سرشان از سوراخ ديوارى گذرانده و ريسمانرا بگاو نرى بسته و با راندن آن سرهاى بيچارگان را از تن كندهاند . اين بيدادها مىرفت بىآنكه حكمران يا ديگرى جلو گيرد .
از آنسوى جلوها گرسنه و برهنه در ديها پراكنده شده آنچه مىتوانستند از گرفتن و زدن و آزردن دريغ نمىگفتند و نوشتيم كه در همين هنگام در تهران به خواهش وزارت خارجه پول براى اينان گرد مىآوردند .
پس از سه چهار ماه يمين الدوله و دستيارش رفتند و اعتماد الدوله آمد . اينمرد با همه خونخوارى و سياهدلى و با آنكه خود را بيكبار بروسيان سپرده بود بارى اين ارج را به خود مىگزاشت كه افزار كينهجويى يكمشت آسورى نباشند و اين بود از آنان كه بكمسيون آمده دعوى كالايى ميكردند گواه ميخواست و چون گواهى نبود دعوى از ميان مىرفت و بدينسان كمسيون كمكم از كار افتاد و بيدادگريهاى روستاها نيز بپايان رسيد .
گرفتارى منات در ارومى نيز بود . گذشته از زيان كسانى كه آن را ميداشتند گرفتارى ديگر داستان دادوستد سالدات و قزاق بود . زيرا بهاى منات پيش از جنگ پنج قران بود و اكنون كه بسه قران يا كمتر رسيده بود سالداتها آن را نمى - پذيرفتند و پافشارى مينمودند كه از روى همان بهاى پيشين گرفته شود و ناگزير غوغا
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 673
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٧٣