گفتار دوازدهم راهآهن جلفا تا تبريز
كنون بايد بار ديگر بآذربايجان بازگرديم . در اينجا پس از جنگهاى بهار 1294 و بيرون رفتن عثمانيان جنگى رونداد . مگر در ساوجبلاغ كه چندبار دست بدست گرديد و خونها ريخته شد و ما داستان آنها را نيك نميدانيم . بيشتر جنگها در كردستان و پيرامون درياچه وان رخ ميداد .
بهنگاميكه تهران شوريده و داستان كوچيدن در آنجا رخ ميداد و سپس نيز در ساوه و رباطكريم و همدان جنگها پيش ميرفت در آذربايجان آرامش مىبود . جزر و مد جنگ دور شده و مردم از بيم تاراج و كشتار ايمن ميزيستند ولى در سايه جنگ همهچيز گران شده و دادوستد خوابيده و درازى جنگ مايه دلتنگى مردم گرديده بود ، در اين سالها يكى از گرفتاريها در آذربايجان پايين آمدن بهاى منات بود . در اينجا در سايه نزديكى بقفقاز و دادوستد با آنجا هميشه منات روس فراوان بودى و در سالهاى آخر در نتيجه بودن روسيان فراوانتر گرديده بود ، و اكنون كه در نتيجه درازى جنگ بهاى آن كم شده و روزبروز كمتر ميگرديد مايه زيان مردم مىشد . يكدسته هم باميد آنكه جنگ به زودى پايان يابد و يا آشتى پيش آيد و بهاى منات باز بالا رود سرمايه خود را داده و منات ميخريدند و بدينسان دست خود را مىبستند . در بازار بيش از همه گفتگوى منات و خريد و فروش آن بودى و بسيار كسان سرمايهء خود را در آن دادوستد از دست دادند . باشد كه هنوز در بسيار صندوقها دستههاى منات كه بهنگام خود بهاى گزافى ميداشت و اكنون جز كاغذ نيست ميخوابد . سيد برهان خلخالى در اينباره شعرهايى سروده كه بد نيست آن را بياوريم :