تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
هركسى نقد خود منات نمود * آخر او را منات لات نمود اى بسا شهسوار فرزين را * بازى اين منات مات نمود چه حسابى است هركه داخل شد * فورا آلاف را مآت نمود پس مآتش رسيد بر آحاد * آنگه آحاد هم وفات نمود
چنان كه گفتيم روسيان در كابينه علاء السلطنه بازور امتياز راه‌آهن جلفا تا تبريز را گرفتند . آن پيش‌بينى براى امروز بوده و در گرماگرم جنگ بكشيدن آن پرداختند و در بهار 1295 ( سال 1334 ) بود كه آن را تا تبريز رسانيدند و به كار پرداختند . روزنامه - هاى روس گفتارها در پيرامون اين راه‌آهن نوشتند و چنان وانمودند كه پيشرفت بازرگانى آذربايجان و آبادى آن را خواسته‌اند . ولى براستى جز پيشرفت كارهاى جنگى خود را نمىخواستند و اين يك بسيج جنگى بيش نبود و در كشيدن آن جز برخوردارى خويش را بديده نگرفتند . اينست از يكسو آن را به تبريز رسانيده و از يكسو شاخه آن را تا شرفخانه كه بندر درياچه شاهيست كشيده و آنجا را انبارگاه بزرگى براى انباشته‌هاى جنگى خود گرفتند و در درياچه نيز كشتيها به كار انداختند . دشمنان مشروطه و هواداران روس از زباندرازى و مردم‌آزارى دست برنداشته بفيروزيهاى روسيان مينازيدند و بدخواهان آنانرا بيدين ميناميدند . پس از جنگ جهانگير ارمنيان بروس و انگليس گراييده و اين زمان آنانهم زباندرازى و آزار دريغ نمىداشتند . در اينهنگام من در مموريال اسكول آمريكاييان به خواندن زبان انگليسى مىرفتم . ملايان آن را دستاويز ديگر گرفته مردم را برمياغاليدند و كار را به جايى رسانيدند كه در تبريز نتوانستم بمانم و با راه‌آهن بقفقاز رفتم و چهار ماه كمابيش در تفليس و باكو بودم تا به خواهش مادرم بازگشتم . در ارومى گرفتارى رنگ ديگرى داشت . زيرا آسوريان كه در زمستان 1293 همراه روسيان كوچيده و سپس بازگشته بودند كينه كردان و عثمانيانرا از ايرانيان مى - جستند . از اينان چه در شهر و چه در ديهها كالا و كاچالى تاراج شده بود و اين زمان بازگشته و آنها را از همسايگان خود مىخواستند و راست يا دروغ به اين و آن چسبيده كالاى خود مىطلبيدند . در اين هنگام يمين الدوله نامى حكمران ارومى شده و امير محتشم نامى دستيار او بود و اينان خود را افزار كار روسيان گردانيده و جز خشنودى