تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
كسانى از كاركنان آلمانى به شهر درآمدند و اداره حكمرانى و ديگر اداره‌ها را بگرفتند . اين نقشه آلمانيان بود كه شهر را از افتادن بدست سپاه روس نگه دارند ولى بخواست خود نرسيدند و دو روز ديگر سپاه روسى رسيده و در جنگيكه برخاست به چراغعلى و ياران او چيره درآمدند و آنانرا از شهر بيرون راندند . بدينسان اسپهان بدست روسيان افتاد . چراغعلى خان و ديگران به خاك بختيارى گريختند . اما كوچندگان و همراهان ايشان از راه لرستان و خرم‌آباد با سختىها و جنگها خود را تا بقصرشيرين رسانيدند و بعثمانيان پيوستند . در اين هنگام كار بزرگتر گرديده و نظام السلطنه ما فى كه والى بروجرد بود با يكدسته از همراهان بكوچندگان پيوسته و بكرمانشاهان آمده بود ، و چنان كه گفته‌ايم اينجا نيز يكى از كانون‌ها بود و ايلها و ديگران در اينجا مىبودند . اينست آنچه ما از داستان كوچندگان بدست آورده‌ايم . بازمانده داستان كوچ ايشان و سرگذشت هريكى را چون در جايى ننوشته‌اند و از زبانها نيز درستش بدست نيايد ما از آن چشم ميپوشيم . آنچه بايد گفت اينست كه اينان كه بيشترشان پاكدلانه پا به اين راه گزارده و خواستشان جانفشانى بود و با آنهمه زيان و آسيب كه ميديدند پشيمانى نمىنمودند چون از مرز گذشتند و در بغداد و ديگر جاها با سران عثمانى و ديگران بگفتگو نشستند خامى كار خود را آنزمان فهميدند . زيرا ديدند كارشان نه با آلمانيان بلكه با عثمانيان است و از آنان نيز سرديها بسيار ديدند . باز جاى خشنودى بود كه عثمانيان در آن زمستان در عراق بانگليسيان فيروز آمده و ژنرال تاوزند را كه از فاو تا تيسفون ( نزديكى بغداد ) پيش آمده بود در همانجا شكسته و بازپس گردانيده بودند و در كوت العماره گرد او را فراميگرفتند و از هرباره كارها اميدآور بود ، و فرمانده سپاه آنان در عراق فون در گولتس پاشاى آلمانى بسياستى كه آلمانيان در زمينه شورانيدن ايرانيان و كشانيدن دسته‌هاى سپاه روس از قفقاز و ديگر جاها باينجا دنبال ميكردند آشنا بود و به كارهاى پرنس روييس و ديگر آلمانيان كه در ايران انجام داده و كوچندگان را شورانيده بودند با ديده خشنودى مينگريست .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 659 | احمد كسروى تبريزى