هنگام از اسپهان رسيده و در روزنامههاى تهران چاپ كردهاند ميآوريم .
« امير حشمت آذربايجانى و منتصر الدوله كه با عده سواره و پياده بخالد آباد آمده وارد اصفهان شده خيلى بطور انتظام خود و همراهانش رفتار مىنمايند با آنكه مذكور است هزار نفر متجاوز سواره و پياده همراه دارند در شهر مثل آنست كه احدى داخل نشده و يكشاهى به كسى اجحاف و تعدى نميشود . سى و چهل قاطر براى بنه و همراهان كسر دارند حكومت جليله بفراشباشى قدغن كردهاند كسرى قاطر را براى آنها حاضر و كرايه نمايند كه آدمهاى خودشان شخصا مزاحم مكارى نباشند » .
مستوفى پيش از برافتادن سه تن از نمايندگان مجلس سوم را بعنوان فرستادگى روانه ساخته بود كه با كوچندگان گفتگو كرده آنانرا ببازگشت خرسند گردانند .
اينان در قم بكوچندگان نرسيدند و در كاشان هم نرسيدند و از دنبال آنان تا اسپهان آمدند و در اينجا پيام دولت را رسانيدند . پيداست كه پذيرفته نخواستى بود و آقاى صور اسرافيل كه يكى از آن سه فرستاده بود در اسپهان ماند و بكوچندگان پيوست .
چنين ميگويند در اين شكستها و پيشآمدها كميته دفاع ملى كه از آن دموكراتها بود ناتوان گرديده و اين زمان كارها بيشتر در دست مدرس و همراهان او بوده در اينجا هم با چراغعليخان و رضا جوزانى و جعفر قلى ( كه اين دو تن از سران راهزنان و دزدان بودند ) پيوستگى در ميان بود و آنانرا بهمدستى و همراهى ميخواندند و رويهمرفته نيرو كم نميداشتند ولى چون در اينجا ماندن نميخواستند دستهدسته بيرون ميرفتند و از راه بختيارى و لرستان روانه ميشدند .
بسيارى از بختياريان و مردم اسپهان نيز با آنان همراهى مينمودند در اينميان چون بيم از آمدن سپاه روس مىرفت مردم سخت مىترسيدند ، بويژه پس از آنكه سردار اشجع نيز از شهر گريخت . حاجى آقا نور اللّه و ديگران از ملايان و سران شهر بفرمانفرما تلگراف فرستاده و درخواستند كه روسيان آهنگ آنجا نكنند و پيداست كه نتيجه نخواستى داد .
سپاه روس از كاشان روانه گرديده و مردم چشم به راه ايشان ميداشتند . در اينميان در نيمههاى اسفند ناگهان چراغعليخان و رضا و جعفر قلى با دستههاى خود همراه
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 658
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٥٨