تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
جهانگير آلمانيان در اينجا كوشيده و چند دسته هم با آنان همراهى نموده بودند : از يكسو حاجى آقا نور اللّه و ديگر ملايان بعنوان « اتحاد اسلام » و جهاد مردم را شورانيده و از يكسو دموكراتها بنام ايران خواهى و كينه‌جويى از دولت بجنبش برخاسته ، و از يكسو دسته ژاندارم با سركرده سويدى خود بآزادىخواهان پيوسته بودند . از بختياريان نيز يكدسته با اينان همدستى مينمودند . بدينسان در شهر شور و تكان بسيارى پيدا شده و در سايه كارندانى سردار اشجع حكمران شهر رشته كارها بدست دكتر پوژن و مسيو زايلر افتاد ، و اينان به كارهاى بس شگفتى - از گرفتن سوار ( مجاهد ) ، و از برپا كردن دستگاه تلگراف بيسيم ، و تاراج كردن سراى هشت بهشت ، و پديد آوردن دسته آدمكشان ، و كشتن غريب خان ( يكى از بستگان كونسولخانه روس ) ، و كشتن رئيس بانك استقراضى ، و تيرانداختن بمستر گراهام كونسول انگليس و كشتن يكسوار هندى از همراهان او و مانند اينها برخاسته بودند ، و در نتيجه اينها كونسولهاى انگليس و روس با همه بستگان خود بيرون رفته و شهر بيكبار بآلمانيان و هواخواهان آنان بازمانده بود . كوچندگان و پرنس روييس و ديگران چون باينجا رسيدند پذيرايى نيكى ديدند و همه باهم يكى شدند و دست باز كرده به گرفتن پولهايى از توانگرانيكه به - دشمنى آزاديخواهى يا بهوادارى روسيان شناخته بودند و ديگر كارها برخاستند و از اداره دارايى با زور پول دريافتند . يك كار بد ديگرشان شكستن قفل بانك انگليس و برداشتن پولهاى آن بود كه بايستى دولت تاوان آن را پردازد و جز بدناميش بازنماند شما اگر اينرا با رفتار مجاهدان آذربايجان كه در جنگ سال 1290 با روسيان در تبريز ببانكهاى روس و انگليس دست نزدند و با همه تهيدستى و نيازمندى آنها را نگهداشتند بسنجيد جدايى را كه در ميانه اينان - اين درس‌خواندگان و پيش‌افتادگان - با آنانست نيك خواهيد دريافت . در همين كوچ و كوشش نيز رفتار دو دسته از هم جدا ميبوده و آنچه ناستوده بوده و كارها را بهم ميزده جز رفتار اين پيش‌افتادگان نميبوده . از ديگران كه ژاندارمها و مجاهدان باشند بدى كمتر ديده مىشده . براى گواهى تلگرافى را كه در همين