در آنزمان اين شكستهاى پياپى كوچندگان ، بويژه همين شكست رباط كريم را دستاويز نكوهش و بدگويى از آنان ساختهاند و دروغهايى پراكندهاند ، از اين گونه كه امير حشمت و سران ديگر پرواى جنگ نكرده و در چادر نشسته و قمار ميباختهاند .
اينها سخن آنكسانيست كه كم ميانديشيدهاند و يا در پى بدخواهى مىبودهاند . ما آنچه مىبينيم ايرانيان با آنكه شكست خورده و پراكنده شدهاند از جنگ رو سفيد بيرون آمدهاند ، زيرا چنان كه مىبايستى كوشيد كوشيدهاند و با كمى افزار و شمار غيرت و مردانگى شاينده از خود نشان دادهاند . در جنگ هميشه چيره نتوان بود و آنگاه روسفيدى تنها با چيرگى نيست .
در عصر جديد مينويسد : « امير حشمت و يارانش كه سوار بودند گريختند و و پيادگانرا تنها گزاردند و قزاقها با شمشير آنان را از پا درآوردند » . اينسخن اگر هم راست بوده چندان جاى نكوهش نبوده . زيرا در سپاهى كه چند دسته بوده و هر دسته سركرده ديگر داشته و سامان درستى در ميان نبوده از يكفرمانده چشم نتوان داشت كه بايستد و پيادگانرا پيش از خود روانه گرداند . از اين گذشته آقاى يكانى چنين سخنى را راست نميشمارد و ميگويد : « كشتار در همان هنگام تاختن رو داده و آنهنگام امير حشمت و ديگران همه ميايستادند و ميكوشيدند » .
بارى در اين جنگ گروهى از ژاندارمها و ديگران كشته شدند و هفتاد تن كمابيش دستگير افتادند . همان روز آواز توپها بتهران ميرسيد و شبانه آگاهى از چگونگى آمد . فردا دولت پزشكى را با اتومبيل و افزار ديگر به آنجا فرستاد كه زخميان را گرد آورند و زخمبندى كنند ، و همه را بتهران آورند و مردگان را هم به خاك سپارند .
اين بود داستان جنگهاى « كميته دفاع ملى » كه همگى چه در سوى همدان و چه در جاهاى ديگر با شكست ايرانيان بپايان رسيد . روسيان از قم قورخانه بسيارى بدست آوردند . هم در اراك خانه آقا نور الدين و حاجى آقا عبد العظيم و ديگران را تاراج كردند .
چنان كه گفتيم كميته و سران كوچندگان روانه كاشان شدند . از سران سوار نيز
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 655
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٥٥