تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
است ، و خواهش كرد كه بازگرديم ، امير حشمت نپذيرفت و پاسخ داد : « ما ميكوشيم هرچه خواهد بود باشد » . شب را خوابيديم و بامدادان روسيان پيدا شدند . دسته عليخان سياه‌كوهى كه پيش‌جنگ بودند نخست با آنان بكارزار پرداختند و كم‌كم پيش آمدند . هنوز آغازهاى جنگ بود كه پسر امير مفخم و مهدى قليميرزا با سواران چاپلقى كه در باغها بودند گريختند و از ميان رفتند ، همچنين محمد حسين ميرزا با دسته‌اى از ژاندارمهاى خود بگريخت ولى دستيار او صادقخان درويش ( باغشاهى ) نرفته و با يكدسته ديگر از ژاندارم بايستادند . پس از گريختن اينها روسيان زور آوردند و به تپه‌هايى كه خود امير حشمت نيز در آنجا بود نزديك شدند ، در اينجا بود كه جنگ بسيار سخت شد و در اين ميان هم صادقخان نامى كه سركرده ژاندارمهاى خود رباطكريم و با زيردستان خود بما پيوسته بود بگريخت . امير حشمت تا غروب ايستادگى كرد و بسيارى از مجاهدان و ژاندارمها كشته شدند . يكى از كسان بنام برادر فرج آقا يكانى بود كه كشته گرديد . هنگام غروب چون روسيان بسيار نزديك شده بودند امير حشمت و ديگران نايستاده و بيرون رفتند و اينهنگام در نتيجه تاريكى نيز جنگ بپايان رسيد . ميگويد : « من در آبادى رباطكريم از پشت‌بام ژاندارمرى اينها را تماشا مى - كردم و چون جنگ بپايان رسيد روسيان سه توپ بآبادى انداختند و چون ديدند كسى پاسخى نداد ديگر نيانداختند . ما نيز با شتاب قورخانه و بنه را بار كرده و راه افتاديم و از تاريكى فرصت جسته بيرون رفتيم » . اين بود گفته‌هاى آقاى يكانى . چنان كه در روزنامه عصر جديد نيز نوشته در اين جنگ روسيان از هرباره برترى داشته‌اند . زيرا گذشته از توپ و متراليوز اتومبيل جنگى ( اتومبيل زره‌پوش ) نيز همراه آورده و تفنگهاشان نيز بهتر بوده . اينها در فيروزى يك سپاه كارگر افتد . گذشته از آنكه در شماره نيز از ايرانيان فزونتر بوده‌اند . اين پيش‌آمد روز چهارشنبه سىام آذر ( 14 صفر ) بود . جنگ از بامداد تا شامگاه برپا بوده ، روسيان تا ديرگاه با توپ سنگرهاى اينان را ميكوبيدند و چون
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 653 | احمد كسروى تبريزى