و كارها بسامان گرديد و چون چند تن پزشكانى نيز با او بودند در جلوگيرى از بيماريها نيز آمدن او كمك كرد .
خليل بيك پس از چندى كه در شهر نشيمن داشت و بكارها سامان داد براى جنگ بيرون رفت و در اين سفر مجد السلطنه و مجاهدان ايران نيز همراهى كردند و در جنگى كه رخداد بروسيان چيره درآمده و بار ديگر ديلمگانرا از ايشان گرفتند و در آنجا لشگرگاه زده استوار نشستند ، در اينميان دستههاى سواره و پياده از جلفا به يارى روسيان فرستاده شده بودند و چون رسيدند روسيان بر نيرو افزوده و بار ديگر آماده جنگ شدند و رو بعثمانيان آورده در مغانجق ( يكفرسخى ديلمگان ) لشگرگاه زدند . فرداى آن روز كه دهم ارديبهشت بود عثمانيان از سپيدهدم جنگرا آغاز كردند و بتاخت و فشار پرداختند . روسيان ايستادگى كرده آنانرا بازپس بازگردانيدند آن روز چهار يا پنجبار اين تاخت و بازگشت روى داد و عثمانيان در هرباره گروهى را بكشتن دادند و كارى از پيش نبردند . فرداى آن روز روسيان خواستندى تاخت كرد ، ولى خليل بيك شبانه سپاه خود را برداشته و بارومى پس نشست و اين در نتيجه نافيروزى بود كه روز گذشته دچار شده و گزند بسيارى ديده بودند .
تلگراف روسيان كه بتهران رسيده درباره اين جنگ چنين ميگويد :
« با يكعده كم و معدودى كه ديلمان را اشغال كرده بوديم بعد از دو روز جنگ با دودويزيون عثمانى كه در ميان آنها دويزيون اسلامبول كه در تحت تربيت و فرماندهى صاحبمنصبان آلمانى بودند در 16 آپريل ( 18 ارديبهشت ) آنجا را تخليه نموديم .
بعد قشون دلير و رشيد ما با حملات متقابله عديده مشعشعانه دشمن را هزيمت داده و آنها را مجبور نمود كه از ديلمان به طرف جنوب عقب بنشينند .
در اين واقعه عثمانىها بيش از سه هزار و پانصد نعش در ميدان حرب بجا گذاشتند .
امروز قشون ما مجددا ديلمان را اشغال و مريضخانه عثمانى را با تمام اجزايش ضبط و بدست آوردند » .
پيداست كه در شماره كشتگان گزافه به كار رفته و از بودن سركردگان آلمانى نيز در اين سپاه ما آگاهى نيافتهايم .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 612
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦١٢