تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
با اين ناتوانى عثمانيان و شكستى كه خورده بودند روسيان در جاى خود نشسته و جلو نيامدند و بيست و چند روز بدينسان گذشت ، ولى در آخرهاى ارديبهشت عثمانيان آن را كردند كه چهار ماه پيش روسيان كرده بودند . بدينسان كه ناگهان ارومى را رها كرده و بسوى خاك خود پس نشستند و مجاهدان نيز با آنان رفتند و اين از روى يك پيش‌آمد جنگى بود . اين‌بار هم آسوريان و ارمنيان بيرون ريخته و دست بتاراج و آزار مردم گشادند و كينه تركان و كردان را از مردم جستند . فيليپ پرايس كه اينداستان را هم او نوشته ميگويد رفتار اينان تنها يك كمى بهتر از رفتار دشمنانشان بود ، ميگويد با دارايى مردم آن ميكردند كه دلخواه خودشان بود و از آنسوى جلوها ( كه آسوريان مرز عثمانى و يكدسته بسيار دژآگاهى بودند ) با تفنگ بيرون ريخته در روستاها بكشتن مردم تهيدست و بيگناه پرداختند ( ما اين جلوها را نيك خواهيم شناخت ) . در اينميان گفتگو از آمدن روسيان مىرفت ، ليكن ده روز كمابيش كشيد تا نخستين دسته قزاق به شهر رسيد ، و در آن چند روز شهر و پيرامونهاى آن ميدان تاراج و آشوب مسيحيان بود تا پس از رسيدن روسيان اندك آرامشى پيدا شد . اعتماد الدوله كه با روسيان رفته بود هم با ايشان بازگشت و رشته فرمانروايى را بدست گرفت و باز بدلخواه روسيان با مردم سختگيرى و بدرفتارى آغاز كرد . بدينسان ارومى و پيرامونهايش پس از گزند و ويرانى بسيار دوباره بدست روسيان افتاد ، ولى در ساوجبلاغ و آن پيرامونها هنوز عثمانيان و كردان و مجاهدان ايرانى مىايستادند . در اين زمان جنگ بزرگ اروپا در خاك فرانسه و در لهستان و گاليپولى و مصر و قفقاز و عراق به سختى پيش ميرفت و پيداست كه در برابر آن ميدانهاى بزرگ و خونين ميدان كوچك آذربايجان بىارج مىنمود ، و هركار آگاهى اين ميدانست كه آلمان يا دشمنانش بايد فيروزى را در ميدان غرب بجويند و ميدانهاى ديگر همه شاخه‌هاى آن مىباشد ، و بهرحال از پيشرفت يا شكست در آذربايجان نتيجه‌اى در دست نتواند بود ، و در اينهنگام كه هر يكى از دو دولت دسته‌هايى را از سواره و پياده