خود در اينجا نگه ميداشتند هر يكى از آن دو در خاك خود گرفتار تاخت و تاز دشمن ، و ببازگردانيدن ايندستههاى سواره و پياده بسيار نيازمند مىبودند ، زيرا روسيان از پروس شرقى پس نشسته و كنون با سپاه آلمان در لهستان مىجنگيدند . عثمانيان در نيم آبخوست گاليپولى در نزديكى پايتخت بجلوگيرى از تاخت سپاهيان فرانسه و انگليس مىكوشيدند ، پس براى چه ايرانرا رها نمىكردند ؟ ! . بايد گفت : اين زد و خورد بيش از همه براى يك انديشه سياسى بود ، زيرا چنان كه گفتيم عثمانى و آلمان ميخواستند ايرانيانرا بروس و انگليس بشورانند و يك دشمن ديگرى براى آنان بتراشند سپس هم از اين راه بافغانستان و هندوستان پيوستگى پيدا كنند و آنها را نيز بشورانند ، از اينسوى روسيان مىخواستند از پيشرفت انديشه آنان جلو گيرند و با هنرنماييهايى ايرانرا ترسانيده و از شوريدن بازنشانند ، و چون در اينهنگام كه گفتگو ميداريم ( نيمه بهار 1294 ) دوباره از ايران آوازهايى برمىخاست و دولت ايران بار ديگر فشار آورده تهى كردن آذربايجانرا از ايشان مىخواست ، و از آنسوى پيشآمدهاى زمستان گذشته كه شكست مياندوآب و تهى كردن تبريز و ارومى باشد از آوازه ايشان در ميان ايلهاى آذربايجان كاسته و بسياست ايشان رخنه رسانيده بود ، از روى اين انديشهها بگرفتاريهاى خود در لهستان ننگريسته بر آن شدند كه در آذربايجان بكارهايى برخيزند و اين بود ژنرال نظر بيگف كه پس از شكست خليل بيك در خوى و ديلمگان نشسته و ميانه او با عثمانيان دورى پديد آمده بود يك تيپ ديگرى از قفقاز به يارى او فرستادند و به او دستور دنبال كردن دشمن را دادند ، و نظر بيگف نزديك به نيمه تيرماه بر سر عثمانيها رفته و بجنگهايى برخاست و تا ديرزمانى بازار تاخت و زد و خورد ميانه درياچه ارومى و درياچه وان گرم بود و عثمانيان ايستادگى نتوانسته پس مىنشستند تا آنجا كه ميان دو درياچه را بيكبار از دست دادند و چون اين جنگها بيرون از تاريخ ماست به آن نمىپردازيم .
از آنسوى بهنگاميكه اين كارها در ايران و خاك عثمانى رخ ميداد فرماندهى قفقاز يك نقشه ديگرى براى آذربايجان ميانديشيد و آن اينكه نمايشى از نيروى خود در ميان كردان داده چشم آنانرا بترسانند و نام و آوازه خود را بجاى پيشين باز
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 614
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦١٤