تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
و تشكر است استخلاص اهالى از فشار و ضيق سابق حيات تازه بقالب روح ايشان داد . . . دعاگوى حقيقى حسن بن محمد باقر . » از اينجا پيداست كه آن آوازهاى نافرمانى با دولت و آشوب و هياهو كه در ديگر هنگامها از اينان سرزدى خود از ديگران بودى . نقيخان رشته كارها را بدست گرفت ، ولى همه‌چيز بجاى خود ميبود و برگزيدن نمايندگان كه صمد خان جلو گرفته بود همچنان بازميماند و پيدا بود كه روسيان خرسندى نميدهند . هرچه هست مردم آزاد گرديده و ديگر بيم جان نمىرفت و آزاديخواهان جنبش و شور بيشتر مى - نمودند . روزنامهاى تهران آزادانه مىآمد و جريده اسلامى كه آخرين روزنامه صمد - خان بود ديگر نوشته نمىشد . صمد خان در نعمت‌آباد هم ماندن نتوانست و بر جان خود ترسيد و گويا روز يازدهم مهر بود كه به شهر آمده روانه تفليس گرديد . كونسول روس و ديگران تا پل آجى همراهش رفتند و از آنجا هم يكدسته سواره براى پاسبانى با وى فرستادند . چنان كه گفتيم دولت عثمانى در آبانماه پا بجنگ نهاد و نخست با روس زد و خورد آغاز كرد . اين پيش‌آمد در ايران تكان ديگرى پديد آورد و ناگزير بود كه آتش جنگ را تا بدرون ايران كشاند ، زيرا عثمانيان از آذربايجان و كردستان گرفته تا خوزستان و خليج فارس همسايه ايران ميبودند و در سراسر اين مرزها با سپاه روس و انگليس كه به خاك ايران درآمده بودند روبرو مىايستادند و هيچ چاره نبود كه بجنگ پردازند ، از اين گذشته مجاهدان تبريز كه در سال 1290 پس از جنگ با روس به خاك عثمانى پناهيده بودند بيشتر ايشان هنوز در آنجا مىزيستند و ناگزير بودند كه اين زمان داوطلبانه بر سر روسيان بيايند ، همچنين كسانى از ايشان كه در تهران و ديگر جاها ميزيستند بانديشه كينه‌خواهى تكانى به خود دهند . از اينها گذشته چنان كه گفتيم داستان اتحاد اسلام از سالها باز در ايران بگوشها برخورده و اين زمان در سايه همدردى ايرانيان با عثمانيان دوباره جنبشى بنام آن پديد آمده و در همه‌جا مردم را ميشورانيد . و اكنون پس از آنكه علماى عتبات فتواى جهاد دادند و خود نيز آماده