تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
بدتر از اينها « زيرنگهدارى » گرفتن توانگران و ماليات ستدن از ايشان بود ، بدينسان كه گذشته از كسانى كه از قفقاز آمده و خود بسته روس بودند و در اينهنگام ماليات ايشان را كونسولخانه ميگرفت كسانى از بستگان ايرانرا نيز كه به آنان مىگراييدند و درخواست پشتيبانى و نگهدارى ميكردند زيرنگهدارى ( تحت - الحمايه ) مىگرفتند و ماليات ايشانرا هم كونسولخانه مىستد . اين كار چند زيان در برميداشت : يكى آنكه مالياتى كه بايستى بخزانه دولت درآيد و در كار نيرومندى كشور به كار رود بخزانه دشمن كشور ميرفت و مايه نيرومندى آنان ميشد . ديگرى اينكه اين كسان بروسيان گراييده زيردست ، بلكه بهتر گويم افزار دست آنان ميگرديدند كه بهر نادرستى و پستىشان توانستندى راند . پس از همه اينان چون خود را به كونسولخانه مىبستند و زورمند ميشدند و بهمسايگان و ديگران چيرگى مينمودند و از ستمگرى بازنمىايستادند ، و به پشتگرمى دشمنان همشهريان خود را لگدمال ميكردند ، و با اينهمه ستمگرى كسى جلوگيرى نميتوانست و زور صمد خان هم به آنان نميرسيد ، اين خود از يكسو مايه نوميدى ايرانيان مىگرديد و نيروهاى روانى آنان را در هم ميشكست و از يكسو توانگران ديگرى را بنام نگهدارى دارايى خودشان به پيروى كردن از ايشان و گراييدن بكونسولخانه واميداشت ، و نتيجه همه اينها آن ميشدى كه روسيان با دست پست‌نهادان آتش غيرت و مردانگى را در دلهاى آذربايجانيان فرونشانيده و در چند سال همگى آنان را زيرنگهدارى كشند و چنان باشد كه اگر روزى رسيد و خواستند آشكاره آذربايجان را از آن خود گردانند ديگر آوازى از هيچكس برنخيزد . كسى كه نديده چه خواهد دانست كه بسته يا در زيرنگهدارى روس بودن در آن روز چه معنى ميداشته و يكدسته پست‌نهاد به همين دستاويز چه چيرگى مينموده‌اند و چگونه گردن ميكشيده‌اند و چگونه درفش روس را بالاى در خانه خود مىافراشته‌اند ، و چگونه به كلمه زشت « اف » در آخر نام خود مىباليده‌اند ، و چون از يكى از ايشان دادخواهى ميشده و فراش از اداره بيگلربيگى يا از دادگاه به خواندن او مىآمده