تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
اين داداش بيك از مردم قره‌داغ بوده ولى از ديرگاه در تبريز در كوى خيابان مىنشست و چون جنبش مشروطه برخاست و در تبريز جنگها پديد آمد او نيز بمجاهدان پيوست و چون قره‌داغيان جنگجو و دلير باشند در جنگها دليرىهاى بسيار ازو ديده ميشد و هميشه پيش جنگ بودى و گاهيكه در اميرخيز و ديگر جاها جنگ رو دادى او سوار شده با ديگر قره‌داغيان كه چند تن نزد سالار بودند خود را به آنجا رسانيدى و ياورى كردى و اين بود سالار او را از نزديكان خود گردانيد « 1 » در جنگ با روسيان نيز داداش بيك پا در ميان ميداشت و در آنجا نيز دليريها ميكرد و اين بود چون مجاهدان بيرون رفتند او نيز همراهى كرد و تا استانبول با آنان رفت ، ولى سپس دانسته نيست كى بايران بازگشته و به خانه خود درآمده كه در آنجا نهان ميزيسته و كسى جاى او را نميدانسته تا در اين روزها يكى را براى ستردن موى سر و روى خود ميخواهد و اين موى ستر ( سلمانى ) از هواخواهان ملايان و صمد خان بوده و پس از بيرون رفتن چگونگى را بفراشباشى خيابان آگاهى ميدهد و او بصمد خان آگاهى داده و با دستور او با فراشان به خانه داداش بيك مىريزند و او را دستگير كرده نزد صمد خان مىبرند و صمد خان كه پى كسى ميگشت كه بكشد و چشم مردم را بترساند از يافتن او خشنود مىگردد و چنان كه گفتيم دستور داد او را بدار كشيدند « 2 » . پس از آن ديگر كسى نام انتخابات نبرد و با آنكه دولت در آغازهاى آبانماه تلگراف سختى بصمد خان فرستاد كه يا دستور انتخابات را به كار بندد و يا از فرمانروايى آذربايجان كناره گيرد سودى نداد و او بار ديگر رشته را با تهران پاره گردانيد و از گفتگوهاييكه دولت با سفارت روس كرد نتيجه‌اى بدست نيامد . راستى اينست كه اين زمان روسيان باز انديشه ديگر كرده و در آذربايجان پاى خود را استوارتر ميگردانيدند و انگيزه آن چنان كه سپس دانسته شد نزديك بودن جنگ جهانگير و بيم روسيان از عثمانيان بود . از اين زمانها تا رسيدن جنگ
هامش
( 1 ) اين آگاهى از روى يادداشتى است كه درباره داداش بيك آقاى رسول مؤيد از مراغه فرستاده . ( 2 ) در آن روزها يك يا دو كس ديگر بدار كشيده شده ولى ما آنها را فراموش كرده‌ايم و يادداشتى پيدا نكرديم .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 579 | احمد كسروى تبريزى