« حاجى آقا » يا « حاجى خان » با چه بيباكى و گردنكشى پاسخ ميداده : « بايد مرا از كونسولخانه بخواهند » .
كار بجايى رسيد كه بسيارى از زمينداران كه بسته يا در زيرنگهدارى روسيان نبودند و نمىخواستند باشند ناگزير ميشدند ديه يا زمين خود را بيكى از آنان بفروشند و يا ببهاى كمى به اجاره سپارند و بدينسان نگهداشتن آن توانند . اين شيوه كهن روسيان بود كه در ايران و عراق و ديگر جاها از بستگان خود نگهدارى بيش از اندازه نشان دادندى و آنانرا بر ديگران چيره گردانيدندى و پيداست كه اين براى آن بوده كه همه مردم بسوى ايشان گرايند و بستگى آنان آرزو كنند ، و اكنون در آذربايجان آنشيوه و رفتار را سختتر دنبال ميكردند .
اكنون كه اينها را مينويسم فهرستى در جلوم باز است كه از كونسولخانه روس آنزمان بدست افتاده و در آن نامهاى يكصد و چهل و سه تن از توانگران بنام تبريز و مراغه را مىبينم كه ماليات بكونسولخانه ميپرداختهاند و چون بستگان خود روس را از آنان كه در زيرنگهدارى مىبودهاند جدا گردانيده ميبينيم تنها سى و نه تن از بستگان خودشان بوده و بازمانده همگى از ايرانيان بودهاند كه ماليات بدولت روس مىپرداختهاند . اگرچه ما پرده درى نميكنيم و در اينجا نامهاى آنانرا نميبريم ولى ميبايد دانست كه اين نه گناهيست كه چشم پوشيدنى باشد . يك توده كه با چنين نادرستىهايى دربارهء كشور خود بىپروايى نمايد و از نادرستان چشم پوشد آن را زندگى نسزاست . راست است كه همگى آنكسان در يك پايگاه نبودهاند و چنان كه گفتيم يكدسته از روى پستنهادى و تنها براى آنكه بهمميهنان خود چيرگى نمايند و دست ستم باز كنند به آن برخاستهاند و پيشگام بودهاند و يكدسته ديگرى براى نگهدارى دارايى خود و جلوگيرى از چيرگى ديگران پيروى از ايشان كردهاند ، هرچه هست همه اينان گناهكار و روسياهند و بايد هريكى به اندازه گناه خود كيفر بينند . نادرستى بكشور و گراييدن بدشمن بىزينهار گناه كوچكى نيست كه بيم از دست رفتن دارايى بهانه آن باشد . مردان گردنفراز و آزاده در چنين هنگامى پرواى جان نكنند چه رسد به آنكه پرواى دارايى كنند . ميبايست اينان درس مردانگى از
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 582
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٨٢