گفتار چهارم بازگشت صمد خان بگردنكشى
گفتيم ديرگاهى صمد خان گردنكشى و نافرمانى كم كرده با همهء پيوستگى - هاى نهانى با روسيان خود را گمارده دولت ايران بازمينمود و با تهران كجدارو مريز راه ميرفت و از آدمكشى و سختگيرى بآزاديخواهان و ايراندوستان خوددارى مى - كرد . اين رفتار او بود تا داستان برگزيدن نمايندگان ( انتخابات ) رخ داد و اين رخداد بار ديگر آشوبى در تبريز پديد آورد و رفتار صمد خان را نيز ديگر گردانيد و مايه كشته شدن چندتنى شد .
چگونگى آنكه چون در نيمههاى شهريور از تهران دستور آمد كه آگهى برگزيدن نمايندگان پراكنده شود و انجمن نظارت برپا گردد صمد خان از يكسو فرمان را به كار بست و بدستور او آگهىهاى چاپى بزرگ بديوارها چسبانيدند ، از يكسو نيز كاركنان خود را برانگيخت تا بآشوب برخاستند و آن آگهيها را فروكندند و دور انداختند و سپس ببازارها ريخته مردم را به بستن دكانها و تيمچهها بازداشتند و در مسجد آدينه فراهم آمده به هياهو و غوغا برخاستند . بدينسان بار ديگر شهر برآشفت و كاركنان روس و صمد خان بميان افتاده با تهران نبرد آغاز كردند ، ملايان همه به مسجد آمدند و مجتهد و امامجمعه و آقا ميرزا صادق و حاجى ميرزا ابو الحسن و ديگران تلگرافى نوشته بتهران فرستادند . بدين عنوان كه مردم آذربايجان از مشروطه بستوه آمدهاند و ديگر آن را نميخواهند و دولت هم بايد از آن چشم پوشد .
اين را فرستاده و ديگران را نيز به نوشتن و فرستادن تلگرافها بازداشتند . نيز حاجى