تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
صمد خان نيز اين زمان اندكى به خود آمده و اين ميديد كه كار به آن آسانى كه پنداشته بود نيست و اميدهايى كه وى به پشتيبانى روسيان بسته بوده همگى شدنى نيست و اين بود كه پندهاى شريف الدوله را پذيرفت و دل تيره‌اش تكانى خورد . از تهران فرمانفرمايى آذربايجانرا بنام محمد حسن ميرزا گردانيده و صمد خانرا پيشكار ناميدند و به همين عنوان در تبريز كارگزارى صمد خان را بكونسولگريها شناسانيد . اين كار پس از نيمه اسفند بود ، و چون دو هفته گذشت و نوروز سال 1292 فرا رسيد صمد خان بشيوه فرمانفرمايان و حكمرانان تلگراف شادباش بنام احمد شاه بتهران فرستاد و بدينسان در گردنگزارى و فرمانبردارى كوبيد . از تهران گرمرويى نشان دادند و بتلگراف او هم خود شاه و هم برادرش محمد حسن ميرزا و هم عين الدوله وزير درونى پاسخ دادند و نيز نويد فرستادن يك شمشير گوهر نشانده ( مرصع ) بوى دادند . صمد خان اين تلگراف را بچاپ رسانيده همچون آگهى در شهر پراكنده گردانيد . نيز نسخه‌هاى آن را به همه اداره‌ها فرستاد . نيز روزنامه توفيق كه اين زمان بجاى فكر بيرون مىآمد در شماره 12 خود تلگرافى را كه صمد خان درباره ( مستمريات ) به عين الدوله فرستاده و پاسخى را كه او داده بود در ميان ستونهاى خود بچاپ رسانيد و شادى از آن نشان داد . اينها مىرسانيد كه صمد خان رام گرديده و رو بسوى تهران برگردانيده و اين چيزى بود كه مايه شادى مردم مىگرديد كه از پشت سر آن به نيكيهايى اميد مىبستند . صمد خان بداستان شمشير ارج مىگزاشت و چون از ساليان ديرين خلعت‌پوشان در باغ « صاحبديوان » ( در بيرون تبريز نزديك بسر راه تهران ) روى دادى و آن باغ در شورشهاى سال 1287 ويران گرديده بود صمد خان دستور داد آن را بازبسازند و از هرباره به بسيج يك جشن و پيشواز باشكوهى پرداخت و چون اردبيلى را در اين‌باره يادداشت شيرينى است آن را بدانسان كه نوشته خود اوست در اينجا مىآوريم : « بعد از نشر اعلان و توزيع روزنامهء مزبور از طرف آقاى شجاع الدوله حكم به تعمير عمارت خلعت‌پوشان كه از مرور زمان قريب بانهدام و مشرف بويرانى گرديده بود صادر شد ، بنايان چابك‌دست و سبك‌پاى و نقاشان چيره‌دست و هنرور مشغول به تعمير و مرمت‌كارى شدند ، در دوروبر عمارت مزبور از هر طرف خيام با احتشام و سراپرده‌هاى