بزرگتر گردانيدند و بر تلگرافخانه كسانى گمارده و از فرستاده شدن تلگرافهاى رمزى جلو گرفتند و ادارهها را ناگزير از بسته شدن كردند ، و چون شريف الدوله ايستادگى از خود نموده و كارگزارى را نبست از وى رنجيده و آهنگ سختگيرى و آزار كردند و چون نامهاى كه بوى نوشتهاند نسخهاش در دست ماست براى نمونه در اينجا آن را مىآوريم :
« كارگذارى مهام خارجه كل مملكت آذربايجان - در اين چند روز كه عموم طبقات اهالى اين شهر و رؤساى دواير در تلگرافخانه اجتماع داشته و دارند و دواير رسمى نيز به تعطيل قائل شده ولى جنابعالى بعلاوه اينكه كارگذارى را تعطيل ننموده هيچگونه مساعدت و همراهى هم با هيئت جامعه اهالى مقاصد آذربايجانى نفرموديد . چون از امروز كه 27 محرم است آذربايجانيها هيئت حاضره دولت را بمركزيت و رسميت نشناخته و در امور مملكتى مداخله نخواهند داد لهذا اخطار مىشود كه جنابعالى هم از امروز نبايد دخالت در امور كارگزارى مهام خارجه داشته باشيد .
عموم حاضرين تلگرافخانه . مهر حاجى ميرزا حسن مجتهد و مهر امامجمعه و مهرهاى ديگران . »
از باريكبينى در اين نوشته و پاره جملههاى آن پيداست كه خواست روسيان تنها برانداختن كابينه بختيارى و سروزير كردن سعد الدوله نبوده و انديشههاى بسيار شوم ديگرى را دنبال نموده و چنين ميخواستهاند كه با دست خود مردم آذربايجان آن را پيش برند ، و شما پوچ مغزى ملايانرا بينيد كه خواست آنانرا نمىفهميدند و يا اگر مىفهميدند پستنهادانه همراهى با آن نشان ميدادند . كسانى كه خود را « جانشين امام » و سررشتهدار كارهاى جهان دانسته و بمشروطه و مجلس شورى گردن ننهاده بودند بدينسان پوچمغزانه افزار دست بيگانگان ميشدند ، اينست نتيجه شوم خودخواهى .
اين نامه را نزد سپهدار بدست كارگزار دادند و سپهدار بيكبار خود را بر كنار گرفت .
كارگزارى بسته شد و كارگزار تلگراف بوزارت خارجه فرستاده كنارهجويى خواست ولى از تهران خواهش او را نپذيرفتند و علاء السلطنه وزير خارجه كه همانروزها گفتگو از سروزيرى او ميرفت چگونگى را با سفارت روس گفتگو كرد و از سفارت تلگراف بكونسول تبريز كرده و دستور دادند كه به پشتيبانى و نگهدارى كارگزارى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 554
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٥٤