تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
پيام دادند كه كسانى كه نزد شما مىآيند چون سپاهيان روسى به آنان بدگمانند بايد آمد و رفت نكنند . روزنامه فكر كه گفتيم يك ارمنى بنام الكساندر ديروارتانيانس آن را برپا كرده بود صمد خان ماهانه هفتاد تومان به او يارى ميكرد و اين زمان الكساندر خود را كنار كشيده و يك ميرزا حسن نامى آن را مينوشت ، و شنيدنيست كه روزنامه‌اى به آن آلودگى ، روزنامه‌اى كه ستايشگر صمد خان خونخوار و هوادار چيرگى بيگانگان بر ايران مىبود ، گفتار درباره « فنون مملكت‌دارى » مىنوشت ، و اين نمونه‌ايست كه در اين توده چگونه سخن مفت گرديده و ناكسان و نادانانى آلودگيها و نادانيهاى خود را به روى نياورده با نيكان و دانشمندان بهمسرى برميخيزند و سخنانى را كه از آنان فراگرفته‌اند طوطىوار بازميگويند . بدينسان روزها ميگذشت و چنان كه گفته‌ايم پس از درآمدن محمد وليخان صمد خان دست از آدمكشيها كشيده و بارى از اين‌باره آسودگى و خشنودى در ميان مىبود . اگر داستان حاجى حسينخان مارالانى و كريمخان رشيد الدوله را كنار بگزاريم بايد از اين‌باره از سپهدار خرسندى نماييم . سپهدار با آنكه از فرمانفرمايى جز نام آن را نميداشت از همان نام نيز سودهايى برميخاست و گاهى نيز به كار مردم مىخورد . يكى از پيش‌آمدهاى اين زمان بيرون آمدن كربلايى حسين آقا فشنگچى و همراهان او از شهبندريست . چنان كه گفته‌ايم پس از چيرگى روسيان يكدسته آزاديخواهان بشهبندرى عثمانى پناهيدند و شهبندرى بنگهدارى آنان پرداخت ، روسيان از آن خشمناك شده و صمد خانرا بر آن واداشتند كه تفنگچيانى در نزديكىهاى شهبندرى بگمارد كه اگر كسى از پناهندگان بيرون آمد فرصت نداده بگيرند . صمد خان اين كار را كرد و عثمانيان از آن رنجيده بگله برخاستند و ميانه استانبول و پترسبورغ و تهران تلگرافهايى آمد و رفت كرد . روسيان بشيوه خود دروغى ساخته گفتند مجاهدان كه در شهبندرخانه‌اند با تفنگ بيرون آمده در كوچه‌ها ميگردند و برآنند كه در شهرآشوبى برپا كنند و براى جلوگيرى از آنست كه صمد خان در آن نزديكيها نگهبان ميگمارد . اين گفتگوها پيش ميرفت و