گفتار دوم پيشآمدهاى آذربايجان
اما آذربايجان چنان كه گفتهايم محمد وليخان سپهدار از تهران براى فرمانفرمايى فرستاده شد و او پس از درنگهايى كه خواه و ناخواه در راه كرد در آخرهاى مردادماه بتبريز رسيد و چون روسيان عالىقاپو را براى او تهى نكردند محمد وليخان ناچار در باغميشه در خانههاى كلانتر نشست . صمد خان همچنان در باغ امير مىنشست و روسيان نه تنها برفتن او بقفقاز يا بمراغه كه گفتگو شده بود خرسندى نداده و در تبريز نگاهش داشتند از محمد وليخان خواستند كه او را به پيشكارى آذربايجان بر - گزيند و رشته كارها را همچنان در دست او گزارد و سپهدار ناچار شده پذيرفت . نيز خواستند حكمرانانى كه صمد خان بشهرهاى آذربايجان فرستاده و كسان ديگرى كه به كار گمارده بود در كار خود بازمانند . سپهدار ناگزير شده اين را هم پذيرفت .
نيز خواستند نقيخان رشيد الملك را رييس لشگرهاى آذربايجان گرداند و اين را هم پذيرفت . بايد اين نقيخان را نيك شناخت ، همانست كه در عالىقاپو در بند بود و روسيان او را كشيدند و بردند . ميتوان گفت كه در بيشتر كارها آموزگار صمد خان او بوده .
اين زمان در آذربايجان پس از ميلر و ودنسكى رشته كارها در دست صمد خان و اين نقيخان بود . يكى هم اقبال السلطنه ماكويى كه خود با روسيان پيوستگىهايى مىداشت .
بدينسان روسيان هرچه ميخواستند سپهدار مىپذيرفت . با اينهمه ارج يك فرمانروا به او نميگزاردند و ميلرو ودنسكى بهركارى دست مىيازيدند و سختگيرى بر سپهدار را تا آنجا رسانيدند كه ترجمان كونسولخانه را بباغميشه بنزد او فرستادند و