تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
ناپسند اسفندماه 1290 را درباره وام گرفتن بسته و باميد گشادگى دست به آن زورگوييهاى بيرون از اندازه گردن گزارده بود باز از تنگى دست و بىپولى بىاندازه در فشار ميبود . رشته دارايى بدست بلژيكيان افتاده و آنان جز از دو سفارتخانه سخن نمىشنيدند و كمترين دلسوزى بايران كه نان آن را ميخوردند از خود نشان نميدادند ، و كار بجايى رسيد كه بختياريان بمورنارد خزانه‌دار سخت‌گيريها كردند و در خانه حاجى نجفقليخان بدرفتاريها با وى نموده از پرده‌درى بازنايستادند . ولى از اينها چه سودى توانستى بود ؟ ! . چنان كه ديده‌ايم مجلس دوم يكى از انديشه‌هاييكه داشت پديد آوردن دسته - هاى نيرومند ژاندارم و ايمن گردانيدن راهها بود ، و براى اين كار سركردگانى از سويد بايران خواست ، و آنان هنگامى رسيدند كه داستان بازگشت محمد عليميرزا در ميان و مجلس و دولت گرفتار آن ميبودند و پس از آن داستان التيماتوم پيش آمد و بيكبار رشته از هم گسيخته گرديد ، و آنكار چنان كه مىبايست انجام نگرفت . راست است ژنرال يالمارسن و ديگر سركردگان سويدى همچنان در ايران مىبودند و به كار - هايى نيز مىكوشيدند ولى با سختىهايى كه در ميان بود نتيجه چندانكه مىبايست بدست نمىآمد و اين هنگام يكى از گرفتاريهاى دولت ناايمنى راهها و فراوانى دزدان و راهزنان بود و چنان كه گفتيم در نتيجه آشوب نايب حسين كاشانى و پسرانش راه يزد بسته و آمد و رفت بريده شده بود و چون اين نايب حسين يكى از سران بنام دزدان مىباشد و سپس نيز از آن نام خواهيم برد در اينجا داستانش را مىآوريم : اين راهزن از آغاز جوانى همدست برادر خود هاشم نام بدزدى و راهزنى پرداخته و چون هاشم گرفتار شده و از ميان رفته او نيز گريخته و گمنام ميزيسته و سپس هم بميان قراسورانها درآمده و راهدارى ميكرده تا در آغاز مشروطه دوباره براهزنى مى - پردازد و بياورى پسران خود و برخى همدستان ديگرى به كار برميخيزد و چون در همان هنگام محمد عليميرزا براى بدنام گردانيدن مشروطه و مجلس در همه‌جا دزدان و يغماگرانرا برميانگيخت نايب حسين نيز فرصت يافته در اندك زمانى تفنگ و اسب و