ادواردگرى هنگامى كه در لندن فراهم بودهاند درباره سروزيرى او گفتگو كردهاند و چنان نهاده شده كه شرطهايى بسعد الدوله پيشنهاد شود و ما در كتاب آبى مىبينيم كه وزير خارجه انگليس بسفير خودشان در پترسبورغ تلگراف كرده ميگويد هنگامى كه سازانوف در لندن بوده با وى درباره سعد الدوله گفتگو كرده . مىگويد :
« به انديشه من بايد شرطهاى سروزيرى او اين باشد كه نخست سعد الدوله به گردن گيرد كه جلو پيشرفت كارهاى دارائى ايران را نگيرد ( راهنمائيهاى دو دولت را دربارهء كارهاى دارائى ( مالى بپذيرد ) . دوم به او زبان داده شود كه در آن حال دو دولت و نمايندگان آنها در ايران از او و از همه حكمرانانى كه خواهد برگماشت همراهى دريغ نخواهند داشت » .
با اين شرطها و براى چنان كارى بوده كه او را بايران ميآوردهاند و به اين آهنگ و آرزو بود كه او همين كه پا به خاك ايران نهاد بدلجويى از آزاديخواهان مىكوشيد و دلسوزيها بكشور و مردم از خود مينمود و يك نتيجه كه از آن رفتار او پديد آمد آزادى آقا سيد جليل اردبيلى و سليمان ميرزا و ديگران بود كه گفتهايم در ارديبهشت ماه شهربانى تهران آنانرا گرفته و در دو دسته براى فرستادن به يزد روانه قم گردانيده و چون راه يزد در نتيجه آشوب نايب حسين كاشانى بسته و رشته آمد و رفت گسسته بود آنان اين چند ماه را در قم مىنشستند . سعد الدوله چون به خاك ايران رسيد در گيلان در شهر انزلى و رشت گفتارهايى مىراند و يكى همچنين گفت : « براى چه آزاديخواهانرا گرفتهاند و در بند نگه ميدارند ؟ ! . . » اين گفته او چون بتهران رسيد آن نتيجه را داد كه كابينه بختيارى اردبيلى و يارانش را از قم بتهران آورد و در اينجا پس از آنكه چند شبى نگهداشت آزادشان گردانيد .
بارى سعد الدوله در نيمههاى آبانماه ( آخرهاى ذيقعده 1330 ) بتهران درآمد و براى خواستيكه ميداشت بكوشش برخاست و او نه تنها سروزيرى ، نايب السلطنگى را هم براى خود ميخواست و چنان كه خواهيم ديد اين يك گرفتارى ديگرى براى ايران شد و پيشآمدهاى ناپسندى پيش آمد .
يكى از گرفتاريهاى دولت بىپولى او بود و با آنكه با دو دولت پيماننامه بسيار
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٤٥