گفتار يكم گرفتاريهاى دولت
بخش دوم تاريخ را با پيشآمدهاى كرمانشاهان و داستان كشته شدن يار محمد خان ( در سيزدهم مهرماه 1291 ) بپايان رسانيديم و اينك دوباره رشته پيشآمدها را بدست ميگيريم :
در اينهنگام نايب السلطنه ناصر الملك به اروپا رفته و چون گفته ميشد بازنخواهد گشت كسانى از عين الدوله و مستوفى الممالك و ديگران جاى او را آرزو ميكردند و از هريكى دستهاى هوادارى مىنمودند ، در جاييكه ناصر الملك كناره نجسته بود و بايران خواستى برگشت . در اينهنگام سازانوف وزير خارجه روس بانگلستان رفته و ادواردگرى وزير خارجه انگليس را ديده و چنان كه رويتر از پيش آگاهى ميداد يكرشته از گفتگوهاى دو وزير درباره ايران خواستى بود و ما نميدانيم رفتن ناصر الملك براى نزديك شدن به آن گفتگوها بوده و يا خود انگيزهاى جز گردش و آسايش نداشته .
ناصر الملك چنين مىگفته كه كوششهايى به كار مىبرد ، ولى ما نميدانيم چه بوده كوششهاى او و هرچه هست نتيجهاى از اين سفر او كه بس بدرازى انجاميد سراغ نميداريم .
چنان كه گفتهايم بسته ماندن مجلس رنجش مردم را فزونتر مىگردانيد و ما ديديم كه يار محمد خان به همين عنوان از دولت روگردانيد و مجاهدان نيز از ارمنى و مسلمان بارها بر سر آن با دولت بگفتگو برخاستند . ناصر الملك هنگام رفتن از تهران سفارشهايى در اينباره كرده و سپس نيز از اروپا پيامى بكابينه فرستاد . اين بود روزها سخن از باز شدن مجلس مىرفت و چنين نموده ميشد كه به زودى بازخواهد