باز شدن مجلس ميباشند و از دولت خواهش مىكنيم دستورهاى سخت دهد كه به كار برگزيدن نمايندگان آغاز كنند و پس از كمى مجلس گشاده گردد كه اين كار ايشان مايه سپاسمندى همگى ايرانيان بويژه لشگريان خواهد بود » . دستينه : ضياء السلطان ، ميرزا يانس ، شهاب السلطنه ، كرى ، غفار قزوينى ، سالار منصور ، جواد خان ، غلامحسين خان ، حبيب بهار الدوله و سى تن كمابيش از ديگران « 1 »
راستى اينست كه كميته داشناكسيون در ناخرسندى كه از رفتار ناصر الملك و كابينه او ميداشت ايستادگى مينمود و اين با دستور او بود كه ميرزا يانس و ارمنيان بچنين نامهاى دليرى نشان ميدادند . از آنسوى چون دولت نياز سختى به كار مجاهدان مىداشت ، همچنين كاركنان روس و انگليس پيشآمد كرمانشاهان را آسان نشمرده بيم تكانهاى ديگرى در ايران ميداشتند اين بود بدولت فشار مىآوردند . سران بختيارى اين زمان حال ديگرى پيدا كرده و در تهران و ديگر جاها بيش از همه خوشنودى انگليسيانرا مىجستند ، چون پرواى آنانرا به پيشآمد ديدند بكسان خود در لشگرگاه فرمانفرما نكوهشها نوشتند و از در سختگيرى درآمدند و از آنسوى دولت بار ديگر نويد باز شدن مجلس را داد و در تهران آغاز به برگزيدن نمايندگان گرديد ، و در نتيجه اينها بود كه سرانجام بختياريان و مجاهدان آماده همراهى با فرمانفرما گرديدند و ميرزا يانس از همگى زبان گرفته براى رسانيدن آگاهى آهنگ تهران نمود .
ليكن يار محمد خان و سالار الدوله چون شنيدند فرمانفرما با سپاه آهنگ كرمانشاهان كردهاند در بيست و پنجم شهريور آنشهر را رها كرده روانه سنندج شدند . گويا آنجا را براى خود بهتر ميدانستند . فرمانفرما و پيرامونيان او به كرمانشاهان درآمدند و از آنسوى يار محمد خان و سالار الدوله در سنندج استوار شدند . بدينسان دو شهر را باهم عوض كردند . سالار الدوله باز كرمانشاهان را بيم ميداد و تلگراف بكونسول انگليس كرده آگاهى فرستاد كه به زودى بر سر آنشهر خواهد
هامش
( 1 ) اين بخش بيشتر از كتاب آبى انگليس برداشته شده و اين نامه نيز از روى آنست كه ما اندكى كوتاهترش گردانيديم و پيداست كه كلمهها ديگر شده .