چنين كسانى در ميدان نمىبودند و پيشروان آزادى پراكنده شده و كسانى از آنان نيز در اروپا پى كارهاى خود را ميداشتند .
يار محمد خان تنها با دسته اندكى از مجاهدان ميكوشيد و شهر كرمانشاهان را در دست ميداشت . روز دوازدهم شهريور سالار الدوله با دستهاى از كردان و ديگران به شهر درآمده به او پيوست . دولت از نخست براى كاستن از ارج يار محمد خان نام هوا خواهى سالار الدوله بر وى مىگزاشت ، و چون بدينسان سالار بكرمانشاهان آمد دستاويز بهتر بدست دولت افتاد . ولى راستى اينست كه يار محمد خان و ياران او از دشمنىهاى دولت با آزادى و مشروطه بستوه آمده و بجلوگيرى از آن ميكوشيدند و به همين نام تلگرافها فرستاده از دولت باز شدن مجلس را خواستار ميشدند ، و آن سالار الدوله بود كه بيار محمد خان پيوست و براى پيشرفت كار خود با هواخواهان مشروطه همدستى نمود ، و اين راست است كه سالار الدوله اين هنگام مشروطهخواهى از خود نشان ميداد ، و يار محمد خان و همراهان او ، با اينكه مشروطهخواهى او را دروغ ميدانستند ناگزير شده با وى همراهى مينمودند .
از اين آمدن سالار بكرمانشاهان دوباره دولت به ترس افتاد و از آنسوى فرمانفرما چون ميخواست بر سر اين شهر درآيد مجاهدان با وى همراهى نمىنمودند . ارمنيان و بختياريان بار ديگر بسخن درآمده از رفتار دولت رنجيدگى مينمودند و دل با يار محمد خان و همراهان او يكى داشته باز شدن مجلس را ميخواستند . دولت ناگزير شد ميرزا يانس را كه از پيرامونيان يفرمخان بوده براى رام گردانيدن ارمنيان و ديگران بلشگرگاه فرمانفرما فرستاد . ولى ميرزا يانس خود با آنان همدست گرديده و همگى بر آن شدند كه نامه بنام رنجيدگى نويسند و بدولت و ديگر جاها فرستند و بدينسان نامهاى نوشتند :
« كابينه نيك ميداند كه يكايك لشگريان از آغاز جنبش مشروطه هواخواه آزادى و وارستگى ايران بودهاند و براى اين خواست است كه دست از جان شسته و جنگها كرده و فيروزيها بدست آوردهايم . از گشادن تهران و گيلان و زنجان و قرهداغ و اردبيل و مازندران و استرآباد و جنك با ارشد الدوله و سالار الدوله و مانند اين . يكايك اين لشگر داراى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 532
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٣٢