گفتار هجدهم بازماندهء جنگها و سرگذشت يار محمد خان
چنان كه گفتيم چون يفرم كشته شد كريخان جاى او را گرفت . اين مرد آنست كه در زمستان سال 1287 با گروهى از فداييان ارمنى از قفقاز به يارى تبريز آمدند ، و در آن جنگها همراه ميبودند و دليريها مينمودند ، سپس چون جنگهاى تبريز بپايان رسيد كريخان در تهران بيفرمخان پيوست و از سركردگان زيردست او گرديد و در سفر قرجهداغ همراه او ميبود ( باشد كه در لشگركشى بجلوگيرى ارشد الدوله نيز بوده ) . در اين سفر نيز چنان كه ديديم او سركرده دستهاى از فداييان ارمنى و مجاهدان ترك مىبود و چنان كه گفتيم دليرى و كاردانى بسيار بجايى از خود نشانداد ، كه گذشته از آنكه بمجاهدان دل داده نگزاشت جنگ را ناانجام گزارند دليرانه تاخت مجلل و كردانرا كه از پيشآمد مرگ يفرم فرصت جسته بودند بازگردانيد و آنانرا بشكست . اين نتيجه كاردانى كريخان و مردانگى فداييان و مجاهدان بود كه مرگ يفرمخانرا دستاويز براى بازگشت نگرفتند و مردهء او را بتهران فرستاده خود همچنان در برابر دشمن ايستادند ، و از فردا جنگ را دنبال كرده رو بسوى كرمانشاهان پيش رفتند تا روز پنجشنبه دهم خرداد بآنشهر رسيدند . ما از داستان اين ده روز و جنگهايى كه رو داده آگاهى درستى نميداريم . اين اندازه ميدانيم كه مجاهدان در اين جنگها آزمودگى و كاردانى شايان نشان دادند و همين كه چند فرسخى پيش رفتند پشت سر را استوار گردانيدند و خود در سايه اين كاردانيها بود كه با همه اندكى بر دشمن فيروزى جستند و كردان را كه بزرگشدهء كوه و بيابان و آزموده جنگ و