نمايندگان ادارهها و از ديگران در پيش و پس آن راه مىرفتند و تاجهاى گل بيشمار با خود مىبردند و چون از خيابان لالهزار بميدان توپخانه درآمدند سه شليك توپ كردند و در آنجا گفتارهايى رانده شد و سپس از خيابان علاء الدوله راه افتاده روانه شدند . در رسيدن بدبيرستان ارمنيان نيز دو شليك توپ شد . در آنجا هم گفتارهاى فراوانى رانده شد .
روزنامهاى ارمنى صفحههاى بسيارى را با داستان اين پذيرايى باشكوه سياه ساختهاند ولى ما چون بچنين كارهايى ارج نميگزاريم اينست به اين اندازه بسنده مى - كنيم . ما مىگوييم : ايكاش بجاى اين پذيرايىهاى پس از مرگ يفرمخان در زندگى او ارجش را دانستندى و پاكدلانه با او و ديگران از در همدستى درآمدندى ! اين خود از زشتترين خويهاست كه بازندگان همه رشك ورزند و همچشمى نمايند ولى چون يكى مرد دريغ و افسوس آغازند و بمردهاش نوازش و پذيرايى نمايند . ما نيك ميدانيم كه هزاران كسان چشم ديدن يفرمخان و ديگر آزاديخواهان غيرتمند را نميداشتند و مرگ آنان را بآرزو ميخواستند و اين پذيرايىها جز از راه رويهكارى نبوده است .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 527
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٢٧