الدوله را بر سر پا نگه ميداشتند و ما خواهيم ديد كه داستان اين جوان سبكمغز قاجارى تا كجا كشيد و چه رسواييها از آن پديد آمد .
تا نيمههاى فروردين 1291 سالار الدوله در كرمانشاهان ميبود و چون دولت بدرخواست او پاسخى نداد و كونسولها آگاهى دادند كه خواهش او پذيرفتنى نيست از گفتگو نوميد گرديده بر آن شد كه خود را پادشاه خواند و باز لشگر بر سر خود گرد آورد و چون بهار رسيده و راهها باز شده بود روانه كردستان گرديد كه سران كرد را با خود همدست گرداند . دولت تنها كاريكه كرد آن بود كه همدان را استوار گردانيد .
48 - شادروان آقا كريم اسكندانى از اينسوى فرمانفرما را كه هنوز فرمانرواى كرمانشاه ناميده ميشد ولى در تهران ميزيست واداشت كه با سپاهى از قزاقان ايرانى و سواران دولتى با توپخانه روز هيجدهم فروردين از تهران آهنگ كرمانشاهان كرد . فرمانفرما در راه دير كرد و بيست و اند روزه بهمدان رسيد و اين هنگام مجلل با دستههايى از كردان تا نزديكيهاى آنجا پيش آمده بود .
سالار الدوله هنوز در كردستان بود كه همدانرا بيم ميداد و به آنجا تلگراف فرستاده آگاهى ميداد كه والى پشتكوه و ديگر سران كرد با او همراه شدهاند و او به زودى بكرمانشاه بازگرديده آهنگ همدان خواهد كرد و مجلل را از آنجا فرستاد كه بر سر همدان آيد .
فرمانفرما از همدان روانه گرديده در چند فرسخى آنجا با مجلل و دستههاى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 515
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥١٥