تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
راه گفتگو باز شود و دولت او را به بيرون رفتن از ايران وادارد و كونسول روس در استراباد ميانجى باشد . از آنسوى چون از چند سال پيش يكى از آرزوهاى دو دولت اين بود كه باز وامى بدولت ايران دهند و در اين ميان هرچه ميخواهند به گردن دولت بگزارند و گفته‌ايم كه مجلس شورى جلو اين كار را ميگرفت ، نيز گفته‌ايم كه يكى از چيزهاييكه دو دولت را بر مجلس شورى خشمناك گردانيد همين جلوگيرى از وام مىبود ، و چون اين هنگام مجلس در ميان نبود بر اين شدند كه دوباره آن آرزو را دنبال كنند و با آگاهى كه از تنگدستى دولت ايران و از ناتوانى آن ميداشتند به پيشرفت كار اميدوار گرديده سنگين‌ترين درخواست‌ها را پيش آوردند . بدينسان كه پس از گفتگوها در ميانه لندن و پترسبورگ در بيست و هشتم بهمن ماه ( 18 فوريه 1912 ) دو سفارتخانه نامه‌اى بدولت ايران فرستاده پيشنهادهاى پايين را نمودند : 1 - براى آنكه دست دولت ايران بيكبار بسته نباشد دو دولت مىتوانند هريكى صد هزار ليره وام دهند . بدينسان كه روسيان رسد خود را ببانك روس و انگليسيان ببانك شاهنشاهى سپارند و آن دو بانك حسابى بنام دولت ايران باز نمايند . 2 - به آن وام سالانه صدى هفت سود افزوده شود . 3 - آن پول با نگرانى خزانه‌دارى ( مرنارد بلژيكى ) و همداستانى دو سفارت در جاهايى كه دولت ايران ميخواهد به كار برده شود و بهرحال بخشى از آن براى ايمنى جنوب به كار رود . چنين خواستند كه در برابر اين دستگيرى دولت ايران نيز چيزهاى پايين را به گردن گيرد : 1 - سياست خود را با پيمان‌نامه‌اى كه دو دولت در سال 1907 بسته بودند سازگار گرداند ( روسيان را در شمال و انگليسيان را در جنوب در كارهايى كه بسود خود ميكنند آزاد شناسد ) . 2 - همين كه محمد على ميرزا و سالار الدوله از ايران بيرون رفتند از سپاهيان نابسامان ( كه فداييان باشند ) افزار جنگ گرفته و آنانرا پراكنده سازد .