برادر ثقة الاسلام همراه ايشان بود در آنجا ختمى بنام او گزاردند . در اين ميان تلگرافى از تهران از دولت با دست كونسولگرى ايران رسيد كه پس از خوشگوييهايى خواستار شده بود آنان از آمدن بايران چشم پوشند و چنين نوشته بود كه دولت براى جلوگيرى از نابودى كشور سياست نرم رفتارى پيش گرفته است و آمدن شما بايران آن را بهم خواهد زد . ملايان چون در كار خويش درمانده و نميدانستند چكار كنند از اين يك تلگراف انديشه ديگر كردند و بدولت چنين گفتند كه آمدن ما بكاظمين بآهنگ ايران نه از بهرآن بوده كه ايرانيانرا بجنگ روس برانگيزيم ، بلكه براى اين بوده كه آنان را بهمدستى با يكديگر و فرمانبردارى با دولت برانگيزيم و اكنون كه دولت با آمدن ما بايران همداستان نيست از آمدن چشم ميپوشيم . بدينسان سه ماه بيشتر در كاظمين ايستادند و هرچند زمان يك بار تلگراف كرده از دولت پرسشها مىكردند و دولت پاسخهاى فريب - آميز مىفرستاد و نتيجه كه از اين كار گرفته شد آن بود كه ملايان يكرشته تلگرافهاى بيهودهاى باينسو و آنسو پراكندند و كسانى كه براى شورانيدن مردم و انگيختن آنان به يارى مجلس شورى و جنگ با روس از خانه خود بيرون آمده بودند بر آن كوشيدند كه مردم را به آرامى و خاموشى در برابر پيشامد و فرمانبردارى بدولتى كه التماتوم روس را پذيرفته و بكام دل آنان مجلس را بسته بود وادارند و ايلها را كه بيم نافرمانى ايشان ميرفت بتلگرافهاى پياپى بفرمانبرى دولت بخوانند . چنان كه گفتهايم چون داستان التماتوم پيش آمد مردم در تهران و ديگر جاها از كالاى روسى پرهيز نمودند و در جنوب اين رفتار را با كالاى انگليس پيش گرفتند و چنين شناخته شده بود كه اين دستور از علماى نجف رسيده است ، و چون انگليسيان از اين پرهيز مردم زيان ميديدند و گلهها مينمودند در اين هنگام فرصت يافتند و بميانجيگرى دولت از ملايان كاظمين خواستار شدند كه مردم را ببازگشت از آن پرهيز وادارند و آنان اگرچه آندرخواست را نپذيرفتند ولى چون پاسخ ميدادند كه ما تاكنون دستورى براى پرهيز كردن از كالاى بيگانگان ندادهايم تا دستور براى بازگشت از آن دهيم ، به همين عنوان تلگرافها به همه شهرها فرستادند و بدينسان خواست انگليسيان انجام يافت .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 501
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٠١