دولت در تلگرافهاى خود گناه را به گردن مفسدين كه خواستش مشروطه خواهان بود مىانداخت و نويدها ميداد كه به زودى در نتيجه سياست بخردانهاى كه پيش گرفته كشور را از سپاه بيگانه تهى خواهد گردانيد . و در اينباره برخى از ملايان تهران را « 1 » با خود همدست گردانيده بود كه با تلگرافهاى دروغآميز خود كار را بدولت آسان ميگردانيدند . بدينسان حاجى شيخ عبد اللّه و ديگران سه ماه و چند روز در كاظمين ايستادند و از سادگى و چشم بستگى ( و بسيارى هم از بلهوسى و آزمندى ) دستافزار خودى و بيگانه گرديدند . كسانى از آنان نيز فرصت يافته خود را بتهران رسانيدند و از نوازشهاى دولت بهره يافتند و يا از همانجا جايگاهى براى خود در دستگاه دولت باز كردند . « 2 »
اينست رفتاريكه دولت براى آرام گردانيدن توده و برگردانيدن علماى نجف پيش گرفت . اما دو دولت ، اينان شور آزادىخواهى را در ايران فرونشانده و حالى را كه براى ايران آرزو مىكردند پديد آورده بودند و همه خرسند مىايستادند . ولى انگليسيان از بودن محمد على ميرزا در ايران بيمناك مىزيستند و راستى هم اينست كه بودن محمد على ميرزا در ايران مايه دليرى هواداران او شده آشوبهايى پديد مى - آورد چنان كه در همان زمانها در مشهد آشوب سيد محمد يزدى ( طالب الحق ) و يوسفخان هراتى پيش آمد كه روسيان براى خوابانيدن آن گنبد مشهد را بتوپ بستند و آن رسواييها رخ داد . روسيان از اينها سود مىجستند ولى انگليسيان ناخرسندى مينمودند اين بود با دولت روس در پترسبورغ بگفتگو پرداختند كه بهمدستى ايشان محمد - على را به بيرون رفتن از ايران وادارند . پيداست كه روسيان از درون خرسندى نمى دادند ولى در بيرون به روى خود نياوردند و خرسندى نشاندادند و چنين گفتند كه بايد براى او سالانهاى از دولت ايران گرفت ، و پس از چيزهايى كه در ميان خود نهادند با دست نمايندگان خود در تهران بدولت ايران پيشنهاد نمودند كه با محمد عليميرزا
هامش
( 1 ) يكى از آنان سيد محسن برادر صدر العلماء بود كه چند سال پس از آن در تهران كشته گرديد
( 2 ) نظام الدينزاده نامى كه خود همراه ملايان بوده و پيشآمدها را از نزديك ديده كتابچهاى بنام « هجوم روس بايران زمين و نهضت رؤساى دين بكاظمين » پرداخته كه در بغداد چاپ شده و ما اين داستانها را از كتاب او آورديم