تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
غيرتمند نيز از ميان رود و جاى بيمى براى آن دو دولت بازنماند ، و براى آنكه پرده به روى خواست زهرآلود خود كشند نام « سپاهيان نابسامان » به روى آنان ميگزارند . در جاييكه مجاهدان از همه سپاهيانيكه آن روز دولت ميداشت بسامانتر مىبودند و اينست در جنگها آنهنرهاى ارجدار را مينمودند . اگر خواست دو دولت جلوگيرى از نابسامانى بودى بايستى برانداختن نايب حسين كاشانى و ديگر راهزنان را در خواست نمايند . و چون درخواست سوم را نيز بديده گيريم بايد يك كلمه بگوييم ميخواسته‌اند با دادن دويست هزار ليره از هرباره رشته كارهاى كشور را بدست گيرند و شما آن را ببينيد كه دولت از پذيرفتن اينها سرباز نزد و در پاسخى كه در 29 اسفند ( 20 مارس ) به آن نامه داد همه آن پيشنهادها را با اندكى كم و بيش به گردن گرفت . اين بود اندازه ناتوانى دولت . اين بود نتيجه‌اى كه ناصر الملك و همدستانش از كار و رفتار خود مىگرفتند . اما محمد على ميرزا ، از گفتگوهاييكه با وى مىرفت بآنسان كه كاركنان دو دولت ميان خود نهاده بودند اين نتيجه بدست آمد كه دولت ايران 75 هزار تومان سالانه به او پردازد و چون محمد على ميگفت براى پرداختن مزد و ماهانه تركمانان و قفقازيان به پول نقدى نياز دارد بر آن شدند كه 70 هزار تومان از همان پوليكه روس و انگليس به حساب دولت ايران ببانك‌ها سپرده بودند به محمد على بپردازند و در برابر هر ساله 10 هزار تومان از سالانه او كم گزارند . نيز دولت آمرزش همگانى بهمراهان او داد . محمد على نيز چون از پيشرفت كار خود نوميد شده بود و روسيان نيز از پشتيبانى او بازميايستادند از اينرو ماندن در ايرانرا بيهوده ديده بار ديگر به خاك روس رفت ( در 18 اسفند ) . بدينسان ترسى از رهگذر او بازنماند و هوادارانش نيز بجاى خود نشستند . چنان كه گفته‌ايم صمد خان كه در تبريز مردم را بخواستن او واداشته بود و ملايان تلگرافها به پترسبورگ و لندن مىفرستادند همه آنكوششها بىنتيجه ماند و او نيز ناگزير شد تن بنوميدى دهد . بدينسان ناصر الملك و همدستان او گردن بزورگوييهاى دو همسايه مىنهادند
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 506 | احمد كسروى تبريزى